بیوگرافی تالیا وار مان سیندار

نام : تالیا

نام خانوادگی : وارمان سیندار

رنگ چشم : رنگ خاندان سیندار ( این چشم رو نمیشه توصیف کرد و مخصوص الف های سینداره )

رنگ مو : طلایی بلند

رنگ پوست : سفید

وابسته به : یاران کراس-الف های سیندار

پیشه : شاهزاده سیندارها

خانواده : تراندویل کبیر ( پدر )

لباس ها : تالیا پیراهنی سبز و شلواری سیاه ، و رویشان شنل سفیدی میپوشد و تیر و کمان الهی اش را به کمرش میبندد

 

جهان جدید فصل 3 قسمت 9

سلام

برید ادامه

ادامه نوشته

چالش دث نوت

سلام

امروز اومدم با یه چالش اونم از دث نوت

براساس رقم دهگان شارژت با کی روبرو میشی

1. لایت یاگامی

2.لاولیت ال

3.ریوک

4.میسا آمانه

5.نیر

6.ملو

7.رم

8.واتاری

9.ترو میکامی

0.توتا ماتسودا

براساس رقم یکان شارژت چیکار میکنید

1.باهاش ازدواج میکنی

2.باهاش دوست میشی

3.هیچ کار نمیکنیم

4.بهم سلام میکنید

5.اسمتو تو دفترچه مرگ مینویسه

6.براش غذا میپزی

7.باهم میرید مسافرت

8.براش کادو میخری

9.بهت فحش میده

0.باهم میرید استخر

خب از من این شد که برا ال غذا بپزم مطمنم هیچیش بهم نمیرسه

توی دنیای کدوم انیمه میخوای زندگی کنی ؟؟؟

سلام

یه سوال ازهمگی میخواید توی دنیای کدوم انیمه زندگی کنید ؟؟؟؟؟

1.شیطان کش

2.ناروتو

3.اتک آن تایتان

4.هانتر ایکس هانتر

5.سورد آرت آنلاین

6.هایکیو

7.توکیو غول

8.دث نوت

9.نورلند موعود

10.جوجوتسو کایزن

خب کامنت بدید توی کدوم میخواید زندگی کنید ، من میخوام تو دنیای جوجوتسو زندگی کنم

 

جهان جدید فصل 3 قسمت 8

سلام

یکی از دوستان اومده بودن یه ایده ای داده بودن که داستان بره تو ادامه ، منم گفتم ایده خوبیه و اجرایش کردم

ادامه نوشته

بیوگرافی پاندا

اولین حضور در انیمه : فصل 1 قسمت 5 جوجوتسو کایزن

قد : 200 سانتی متر

اندام : چاق

نژاد : جسد نفرین شده

وابسته به : دانشگاه فنی نفرین توکیو

توانایی ها : سه عدد هسته نفرین-ضربه های بسیار قدرتمند

خانواده : ماسامیچی یاگا ( خالق/پدر خوانده )

پیشه : جادوگر جوجوتسو-دانش آموز

ظاهر : پاندا یک جسد نفرین شده به شکل پاندا است ( توضیح خاصی نداره )

پاندا یک جسد نفرین شده و ساخته دست مدیر یاگا است ، مدیر یاگا مثل همیشه یک جسد نفرین شده به شکل پاندا و با سه هسته نفرین ساخت ، زمانی که پاندا کودک بود ، مدیر یاگا گفت که پاندا یک خواهر و برادر دارد ( منظور آن دو هسته دیگر است ) ، که از آنها در جنگ استفاده کند ، در رویداد تبادل ، پاندا با مکامارو جنگید و اورا خرد کرد ، 

چالش جوجوتسو

سلام

اومدم با اولین چالش از جوجوتسو

براساس رقم دهگان شارژ گوشیت با کی روبرو میشی

1.ایتادوری

2.مگومی

3.گتو

4.گوجو

5.کوگیساکی

6.پاندا

7.ماهیتو

8.اسو

9.ماکی

0.اینوماکی

براساس یکان سنت چیکار میکنید

1.نفرینت میکنه

2.با هم دوس میشید

3.میزنه زیر گوشت

4.میکشت

5.باهم میرید گردش

6.براش آهنگ میخونی

7.اکشن فیگوراتو خرد میکنه 

8.باهم میرید استخر

9.میرید ژاپن

0.باهم دعوا میکنید

خب از من این شد که گوجو نفرینم میکنه ، چچچچچچچرررررررررررا گوجججججججججووووووووو

بیوگرافی تنگن اوزوی ♥♥ ( کراشم )

اولین حضور در انیمه : فصل 1 قسمت 21 کیمتسو نو یابیا

قد : 198 سانتی متر

اندام : بسیار ورزیده

وابسته به : دسته شیطان کش

تکنیک ها : تنفس صدا : پنج فرم-شمشیر نیچرین کهربایی

خانواده : پدر و مادر بی نام-هشت خواهر و برادر بی نام-ماکیو ( همسر ) سوما ( همسر ) هیناتسورو ( همسر )

پیشه : شیطان کش-هاشیرای صدا

ظاهر : اوزوی مردی بدون هیچ خال ، لک و جوشی است ، موهای نقره ای دارد و چشم های سرخ ، او یونی فرم شیطان کش را برتن دارد و سربندی با زرق و برق بر سرش میبندد و یک تتوی خورشید مانند بر چشم راستش و بر بازوهایش دستبند های طلا میبندد و دو شمشیر نیچرین کهربایی دارد

تنگن اوزوی شینوبی سابق و هاشیرای صدا است ، تنگن یک بازمانده از خط شینوبی بود ، او مادرش و هفت تا از خواهر و برادرانش را از دست داد ، در نوجوانی او و برادرش تمرین های سخت پدرشان را تحمل کردند ، برادر تنگن تبدیل به شینوبی ای قاتل و بی رحم شد ، اما تنگن از قتل خوشش نمی آمد و پدر و برادرش را ترک نمود ، و با سه نینجا ازدواج کرد ، او به همسرانش یاد داد که برای جان مردم احترام قاعل باشند و مردم بی گناه را نکشند ، سپس تنگن و همسرانش به دسته شیطان کش ملحق شدند و اوزوی تبدیل به یک هاشیرا شد ، در ماموریتی اوزوی و تانجیرو و اینوسکه و زنیتسو به ناحیه سرگرمی رفتند و با کیزوکی ششم بالا داکی روبرو شدند سپس از درون داکی ، برادرش کیروزکی ششم بالای اصلی گیوتارو جنگیدند و در این جنگ اوزوی یک چشمش را از دست داد و سپس داکی توسط اینوسکه و زنیتسو و گیوتارو توسط تانجیرو کشته شد ،

جهان جدید فصل 3 قسمت 7

سرزمین آتن ( رتبه کوارتز ) 133 سال پس از میلاد

لشکر ایزگارد روبروی برج ایستاده بود ، در برابر آنها هم ادوارد کشیش چهل و یک فقط با یک تازیانه در برابرشان ایستاده بود ، تیومن : بچه جون بر خونتون پیش مامانت ، جنگ به بچه نیومده ، ادوارد : جنگجو به سن و سال نیست ، جنگجو به هوش و قدرته ، تیومن : بلبل درازی نکن ، سربازان حمله کنید ، الروند : بهتر بود سربازاتو به کام مرگ نمی فرستادی ، از اعتماد به نفس یارو معلومه که یه پا سلحشوره ، ادوارد فقط با تازیانه اش سربازان تیومن را کشت ، تیومن دهنش باز ماند ، الروند : گفتم که ، تالیا بیا ، تالیا : بله ، الروند در گوش تالیا گفت : این بچه خیلی زور داره فک کنم اون تازیانه یه سلاح الهی باشه ، چون فقط یه سلاح الهی میتونه اینکارو بکنه و توهم استاد سلاح الهی هستی ، تالیا : 590 سال عمر از خدا گرفتم و هنوز جوونم ، و یه جوون هیچوقت نمیبازه ، تالیا تیر کمانش را کشید و آنرا به سمت ادوارد پرتاب کرد ، تیر بزرگتر و تیغه اش پیچی شکل شد ، و به دست ادوارد خورد و دست ادوارد قطع شد ، ادوارد : کدوم عوضی ای اینکارو کرد ، اگه مرده بیاد مرد و مردونه بجنگه ، نه اینطوری ، تالیا چشمکی به گرینفور زد ، گرینفور : فهمیدم ، گرینفور از پشت ادوارد در آمد و با ضربه تبرش زمین پشت ادوارد را خرد کرد ، ادوارد جاخالی داد و گفت : نامرد ، ناگهان تازیانه ادوارد به شکل مار در آمد و گرینفور رو بیهوش کرد ، کراس و کیشوارد ، هر دو شمشیرهایشان را درون شکم ادوارد کردند ، ادوارد خون بالا آورد و آراگون با دستش پشت گردن ادوارد زد و آنرا بیهوش کرد ، کراس : اسیرش کنید ، ناگهان یک کشیش دیگر با اژدها آمد و ادوارد را برد ، لشکر ایزگارد به برج کوارتز نفوذ کرد ، 

تولد گابی براون

امروز تولد گابی هستش کسی که خیلی هیت میخوره ، منم هیترشم ، ولی کلا تولدش مبارک

جهان جدید فصل 3 قسمت 6

سرزمین آتن ( ترندیت و گوین ) 133 سال پس از میلاد

لشکر ایزگارد به ترندیت و گوین نزدیک شد ، فقط نصف روز تا کوارتز مونده ، دیوار های ترندیت و گوین خرد شد و به مغز سرزمین روشنایی رسیدند ، کیشوارد : چقدر اینجا قشنگه ، کراس : فرماندهان و سربازان عزیزی که منو تا اینجا همراهی کردید ، از الان جنگ واقعی شروع میشه ، ابتدا به مقر پلیس نظامی حمله میکنیم و بعد وارد برج 100 طبقه کوارتز میشیم ، سباستین : هی شهردار ما نباید بزاریم اونا رخنه کنن ، سربازهاتو جمع کن ، شهردار : باشه بابا ، سربازا و پلیسا به لشکر شیطانی ایزگارد حمله کنید و بکشیدشون ، هرکی سرشونو بیاره یه جایزه خوب داره ، سباستین : شهردار باید در برج رو ببندیم ، شهردار در حالی که فندکشو برای سیگار روشن میکنه میگه : ادوارد باید در رو باز کنه ، سباستین : ادوارد کیه ، شهردار : ادوارد کشیش محافظ برجه ، اون پسرک رو ده سال پیش اینجا آوردن ، انقد کارش درست بوده که برکولی اونو تبدیل به یه کشیش کرده ، سباستین : ییییییه کشیش ، شهردار : کارش خیلی درسته ، سباستین : پس دیگه عمرا بتونن وارد برج بشن ، گرینفور : کراس به ما حمله شده ، کراس : الان میام ، ناگهان یکی چاقو را زیر گلوی کراس گذاشت ، مرلین : تکون نخور و گرنه میمیری ، کراس : تو چرا مرلین ، تو آراگون رو نجات دادی پس چرا میخوای منو بکشی ، مرلین : من نمیخوام بکشمت ، این رسم روزگاره ، کراس : چی میگی ، مرلین : برای اینکه سرتو از تنت جدا نکنم ، بدون هیچ جلب توجهی ، همراهم بیا ، مرلین کراس را به شهرداری برد ، شهردار : باریکلا مباشر گاندور ، مرلین : من اینکارو برای تو و بانوت نکردم ، من اینکارو برای سربلندی سرزمین مادریم گاندور کردم ، گرینفور : کراس ، کراس ، تالیا کراس نیست ، تالیا و آراگون : یعنی چی نیست ، فک کنم ، شهردار گوین گرفتتش ، باید بریم شهرداری ، آراگون ، تالیا و گرینفور به شهرداری رفتند ، جلوی در شهرداری سباستین جلویشان را گرفت ، سباستین : کجا کجا ، گرینفور : صدمه ای به کراس بزنی ، گوشت چرخ کردت میکنم ، سباستین : کار من نبود ، کار رفیق خودتون همون مباشر گاندوره ، آراگون : چیییییی ، این از مرلین بعیده ، گمشو کنار ، سباستین : راه باز جاده دراز ، آنها وارد شهرداری شدند ، شهردار : هی تو برو به اون اتاق تا جایزتو دریافت کنی ، منم اینو میکشم ، مرلین : منو ببخش کراس ، شهردار : خب خب خب الان میکشمت ، ناگهان تالیا و گرینفور و آراگون وارد شدند ، شهردار : عوضیا ، تکون بخورید میکشمش ، تالیا از پشت شهردار در آمد و گفت : توهم تکون بخوری میکشمت ، برو کراس ، شهردار : سباستین کمک کن ، سباستین : بای بای شهردار جون ، آراگون من میرم تو اون اتاقه تا حساب مرلینو برسم ، شهردار : به نفعته که نری ، آراگون : چی میگی ، شهردار : اون تو یه اورک وحشی اسیر شده ، الان رفیقت غزل خداحافظی رو خونده ، شیطططططان ، تالیا بکشش ، تالیا : باشه ، شهردار کشته شد ، آراگون وارد اتاق شد ، آراگون : مرلین ، مرلین ، ناگهان اورک بر سر آراگون پرید ، آراگون : عوضضضییییی ، اورک کشته شد و آراگون پیش مرلین رفت ، مرلین خونین و مالین بر زمین افتاده بود ، مرلین : منو ببخش آراگون ، اگه بد بودم ، اگه کار اشتباهی ازم سرزد ، اینو به کراس ، گرینفور ، تالیا ، کیشوارد ، پاپینی و خانم اووین بگو ، برای گاندور پادشاه خوبی شو ، و صلح رو برگردون ، خداحافظ ، آراگون : مررررررلیییییین ننننننننننننه ، آراگون با جنازه مرلین بازگشت ، همه عزاداری کردند ، 

سرزمین آتن ( رتبه کوارتز ) 133 سال پس از میلاد

برکولی : شهردار هم هیچ غلطی نکرد ، ادوارد از دروازه ها محافظت کن ، ادوارد : من ادوارد نگهبان دروازه برج کوارتز ، چهل و یکمین کشیش تا پای جان میجنگم ،  

بیوگرافی تتسورو کورو

اولین حضور در انیمه : فصل 1 قسمت 11 هایکیو!!

قد : 176 سانتی متر

اندام : ورزیده

وابسته به : نکوما

پست : کاپیتان-مدافع میانی

پیشه : دانش آموز دبیرستان 

ظاهر : کورو مردی با موهای پمپادور ( به قول هیناتا کله خروسی  ) سیاه و چشمهای سیاه دارد ، او یونی فرم دبیرستان نکوما را برتن دارد

کورو کاپیتان تیم مدرسه نکوما است ، او در کودکی با کنما همسایشان دوست شد و باهم بازی های ویدیویی را انجام میدادند ، کنما به کورو گفت لذتی بالاتر از بازی های ویدویی هست ، کورو جواب داد که والیبال ، کورو کنمارا تشویق به والیبال کرد ، آنها والبیال بازی میکردند و کنما روز به روز علاقه اش به والیبال بیشتر شد ، در دوران دبیرستان ، کورو و کنما به تیم والیبال مدرسه شان پیوستند ، و تبدیل به بهترین بازیکنان آن تیم شدند

 

 

بیوگرافی کی تسوکیشیما

اولین حضور در انیمه : فصل 1 قسمت 3 هایکیو!!

قد : 180 سانتی متر

اندام : ورزیده

وابسته به : مدرسه راهنمایی آممارو ( قبلا ) کاراسونو-سندای فراگز

پست : مدافع میانی

خانواده : آکیترو تسوکیشیما ( برادر )

پیشه : دانش آموز دبیرستان-دانشجوی کالج-بازیکن دسته 2 وی لیگ

ظاهر : سوکیشیما مردی عینکی با موها و چشمهای طلایی است و یونی فرم کاراسونو را برتن دارد

سوکیشیما مدافع میانی تیم کاراسونو است ، او در کودکی میدید که برادرش والیبال بازی میکند ، سوکیشیما هم خوشش آمد و دوست داشت والیبالیست شود ، اما زمانی که برادرش به تیم والیبال مدرسه پیوست ، کمتر به سوکیشیما اهمیت میداد و رفته رفته از والیبال بدش آمد ، در زمانی چند زورگو به یاماگوچی زور میگفتند ، سوکیشیما به یاماگوچی کمک کرد و نجاتش داد ، یاماگوچی ، سوکیشیما را تحسین نمود ، و گفت که به مدرسه کاراسونو بپیوندد ، سوکیشیما اول خوشش نمی آمد ، سپس با دیدن هیناتا شویو ، شوق درونش بیدار شد و به کاراسونو پیوست

چالش اتک

سلام

امروز اومدم با یه چالش از اتک

بر اساس دهگان شارژت کیو میبینی

1-ارن

2-میکاسا

3-زیک

4-گالیارد

5-آرمین

6-ژان

7-هیستوریا

8-یمیر

9-گبی

0-فالکو

براساس یکان سنت چیکار میکنی

1-میزنه زیر گوشت

2-میکشت

3-رفیقش میشی

4-تورو به خانوادش ترجیح میده

5-براش غذا میپزی

6-میرید لب ساحل

7-براش کادو میخری

8-باهم انیمه میبینید

9-باهم میرقصید

0-اون تبدیل به تایتان میشه  و میخوردت

خب از من این شد که آرمین میزنه زیر گوشم 

جهان جدید فصل 3 قسمت 5

سرزمین آتن ( رتبه کریستال ) 133 سال پس از میلاد

سپاهیان ایزگارد به رتبه زیبای کریستال رسیدند ، اما زیبایی این رتبه فریبنده بود و هرکسی به کریستال های آن دست میزد کشته میشد ، کیشوارد : چه کریستال هایی خوشکلییییی ، گرینفور : اینا از جواهرات کوتوله ها هم خوشکل تره ، بودان : اینا فریبنده ان بهشون دل نبنید و گرنه میمیرید ، کیشوارد : میگم بودان تو اینو به من و گرینفور گفتی بقیه که نمیدونن ، بودان : اگه انسان های باهوشی باشن پیروز برمیگردن ، تالیا : آراگون ، سربازهای ما خیلی حریصن تا یکی از اینارو بردارن ، آراگون : نمیدونم ، تا حالا سه دفعه بهشون گفتم ، خدارو شکر زنده ان ، الروند : اینا سنگ آمیتست هستن ، که دو نوعن یک جونه زده و یکی جونه نزده ، کراس : خب اینا جونه بزنن چی میشه ، الروند : ازش کریستال خالص به عمل میاد ، کراس : آووووو ، ناگهان یک سرباز به جوانه آمیتست دست زد ، کریستال ها ریخت دیواره ها خرد شد ، بعضی از سربازها زیر کریستال ها له شدند ، الروند : دیدید سربازا این عاقبت کسایی هست که اینکارو میکنن ، من خودم اگه این جنگو پیروز شیم الماس به پاتون میریزم فقط خواهشا انقدر کارهای ریسک پذیر انجام ندید ، الان ما چهل نفر رو از دست دادیم ، کراس و یارانش از رتبه کریستال گذر کردند و به رتبه ترندیت رسیدند ، داستان اصلی از اینجا شروع میشود

( گومن کم بود )

بیوگرافی مای زنین

اولین حضور در انیمه : فصل 1 قسمت 8 جوجوتسو کایزن

قد : 170 سانتی متر

اندام : متوسط

نژاد : انسان

وابسته به : دانشگاه فنی نفرین کیوتو-خاندان زنین

توانایی ها : تیراندازی-تفنگ پلاستیکی نفرین شده

خانواده : ماکی زنین ( خواهر ) ناویا زنین ( پسر عمو ) توجی فوشیگورو ( پسر عمو ) اوگی زنین ( پدر ) نوبیتو زنین ( عمو ) مگومی فوشیگورو ( پسر پسر عمو )

پیشه : دانشجوی جوجوتسو

ظاهر : مای موهای سبز تیره و چشمهای سیاه دارد ، او یونی فرم جوجوتسو همراه یک جفت پوتین میپوشد

مای دانشجوی درجه سومی جوجوتسو و خواهر ماکی زنین است ، زمانی که او و خواهرش بدنیا آمدند ، خواهر مای ( ماکی ) نمیتوانست نفرین هارا ببیند ، بخاطر همین پدرشان اوگی ، مای و ماکی را نگذاشت تا جادوگر جوجوتسو شوند ، ماکی خیلی تلاش میکرد تا نظر پدر را جلب کند ، اما مای سرد بی ملاحظه بود چون مای میتوانست نفرین هارا ببیند ، ماکی نظر پدر را جلب کرد و همراه مای تبدیل به جادوگر جوجوتسو شدند ، اما اینگونه که انتظار میرفت ، مای از ماکی جلو زد و مقامش بالاتر رفت ، اینگونه بود که حسادت بین دو خواهر شدید شد ، در یکی از تمرین هایی که یوجی ایتادوری با ماکی زنین داشت ، مای دوباره آمد تا جو را برهم زند ، مای همراه تودو آویی ، با ایتادوری ، کوگیساکی ، فوشیگورو ، اینوماکی و ماکی جنگیدند ، مای ، ماکی را در رویداد دانشگاه ها به مبارزه فراخواند ، در رویداد دانشگاه ها مای زنین با کوگیساکی نوبارا جنگید ، در همین حین ، گروه ماهیتو به رویداد هجوم آوردند ، و جنگ دیگری در گرفت ، بعداز رویداد رفتار مای با ماکی بهتر شد

جهان جدید فصل 3 قسمت 4

سرزمین آتن ( رتبه مروارید ) 133 سال پس از میلاد

رتبه برلیم هم توسط سپاه ایزگارد فتح شد ، سپاه ایزگارد به رتبه مروارید رسیدند اما چیز تعجب بر انگیز این بود که رتبه مروارید از دریا تشکیل شده ، کیشوارد : هان اینو چیکار کنیم ، کراس : واقعا نمیدونم چجوری از این دریا رد شیم ، یعنی آتن انقدر بزرگه ، بودان : آتن واقعی یه جزیره اونور این دریاس ، الروند : میشه با اسب های بالدار الف ها حرکت کرد اما تعدادمون خیلی زیاده ، کراس : مگر اینکه یه کاری بکنیم ، الروند و بودان : چی کار ؟؟؟؟ ، یسری سرباز سوار اسبهای بالدار میشن و پیادشون میکنن ، بعد بر میگردن یه سری دیگه رو سوار میکنن ، تیومن : من یکی از فرماندهامو به عنوان رهبر میفرستم ، نقشه عملی شد اما این نقشه یک جایش لنگ میزد ، یک سری سرباز سوار شدند و تا وسط دریا رفتند ، ناگهان از آب نهنگی بیرون زد و همه را بلعید ، کیشوارد : اینم از نقشت ، کراس : آره میدونم گند زدم ، کیشوارد : چیکار کنیم ، کراس : راهی جز برگشت به رتبه برلیم و جمع کردن چوب نیست ، کیشوارد : من تالیا و مرلین رو بعنوان راهنما میفرستم رتبه برلیم تا برامون چوب بیارن ، سربازها به دروازه رفتن ، سرباز : قربان باز نمیشه ، کیشوارد : یعنی چی ، سرباز : در باز نمیشه ، کراس : همینو کم داشتم ، بودان : میشه یه کار کرد اما ریسک پذیره ، کراس : چی ، بودان : الروند به ویلیا نیاز دارم ، الروند : میخوای چیکار کنی ، بودان : با ویلیا یه جاده به سمت رتبه کریستال میسازم ، اما خیلی ریسک پذیره چون هر لحظه ممکنه جادو از بین بره ، کراس : امتحانش ضرری نداره ، نظر شما چیه جناب تیومن ، تیومن : هرکار لازمه بکنید ، کراس : لشکریا ایزگارد و نومانور ما یک پل میسازم بسمت رتبه کریستال اما خیلی ریسک پذیره ، کسی که نمیخواد بیاد من کاریش ندارم میخواد بمونه ، اما جای دیگه ای نمیتونه بره ، از الان هرکی وضعیتشو اعلام کنه ، یک ساعت بعد ، کیشوارد : دوهزار نفر گفتن ما نمیایم ، بقیه میان ، کراس : پس جناب الروند ویلیا رو بکار بندازید ، ویلیا بکار انداخته شد ، سربازان با ترس و لرز از دریا رد شدن ، برخی موقع پل می لغزید ، اما غرور سپاه از بین نرفت ، و سپاه ایزگارد به رتبه کریستال رسید ، تا رتبه کوارتز 2 روز مانده

بیوگرافی اسو

اولین حضور در انیمه : فصل 1 قسمت 23 جوجوتسو کایزن

قد : 190 سانتی متر

اندام : ورزیده

نژاد : رحم نفرین شده

وابسته به : گروه ماهیتو

توانایی ها : انرژی نفرین شده عالی-تکنیک پوسیدگی-زوال

خانواده : چوسو ( برادر ) کیچزو ( برادر )

ظاهر : اسو نفرینی با بدن ورزیده است ، او یک کاکل سیاه و چشمان بنفش دارد ، اسو یک پاپیون قرمز و شلوار سرمه ای برتن دارد

اسو یک رحم نفرین شده درجه یک و برادر کچیزو و چوسو است ، او و برادرانش رحم های نفرین شده ای بودند که توسط ماهیتو به انسان ها خورانده شدند و شکل انسانی گرفتند ، در مدتی بعد اسو و کچیزو جوانانی که به بانجی فرستاده میشدند را می خوردند ، سپس مگومی فوشیگورو آگاه شد که خواهرش هم به بانجی فرستاده شده ، او همراه یوجی ایتادوری و نوبارا کوگیساکی به محل بانجی رفتند تا خواهر فوشیگورو را نجات دهند ، در همین مقطع یوجی ایتادوری و کوگیساکی به اسو و کچیزو بر خوردند و با آنها جنگیدند ، اسو و کچیزو توسط ایتادوری و کوگیساکی کشته شدند ،

 

 

گشاد وب باز میگردد+چالش

کینیچیوا از عنوان معلومه من دیگه زر نمی زنم حالا چالش:

بر اساس یکان شارژ گوشیت:

۱ارن

۲ناروتو

۳زتسو

۴لیوای

۵میکاسا

۶هیستوریا

۷میدوریا

۸توبیراما

۹ساکورا

۰باکوگو

بر اساس دهگان شارژات چی بهت میگه؟

۱دوست دارم

۲زشتی

۳خیلی قویی

۴واست کارو می خره

۵بریم بیرون؟

۶بریم ایچیراکو رامن؟

۷میای پشتبوم؟

۸مبارز خوبی میشی

۹ ساکورا از تو خیلی بهتره(خدا بیامرزتش)

۰مبارزه خوبی نمیشی؟

خوب مال خودم: لیوای  بهم میگه خیلی قوی ام دسستت درد نکنه کوتوله😂😂😂

خوب شما هم بگید

جهان جدید فصل 3 قسمت 3

سرزمین آتن ( رتبه برلیم ) 133 سال پس از میلاد

لشکریان نومانور و ایزگارد ، رتبه الماس فتح شد ، و کراس و یارانش در رتبه برلیم به سر میبرند ، کیشوارد : کراس ما یک سوم لشکرو از دست دادیم ، رتبه الماس دروازه ای به سمت رتبه برلیم نداشت ماهم از دیوار اومدیم ، یک سومم افتادن پایین ، کراس : چون ما رتبه های زیبا رو رد کردیم ، اینجا سه رتبه جادوییه ، معلومه که به رتبه الماس راه نداره ، کیشوارد : اگه یه رتبه دیگه هم بیاد میخوای چیکار کنی ، کراس : اونموقع باید ریسک کنیم ، ناگهان در همین حین خبری اومد ، سرباز : فرمانده ، جناب آراگون کشته شدن ، کیشوارد و کراس : چچچچچچییییییی ، مرلین : فقط دستمو سفت بچسب ، آراگون : مرلین دستمو ول نکن ، سرباز : خدارو شکر زندن ، کراس : کیشوارد ، تالیا ، گرینفور ، دست مرلین رو بگیرید ، همگی باهم دست مرلین را گرفتند و آراگون را بالا کشیدن ، آراگون : اگه کمکتون نبود الان میمردم ، ازتو که خیلی ممنونم مرلین ، مرلین : نیازی به تشکر نیست ، کراس : حالا داستان چی بود ، آراگون : داشتم اینورا رو میگشتم که زیر پام خالی شد ، اسبم افتاد و مرد ، منم دستم به یه خار بند بود ، یهو خار کند و داشتم می افتادم که یهو مرلین منو گرفت ، ولی بیچاره اسبه ناک اوت شد ، کراس : خودتو ناراحت نکن ، راستی ما همه ازت ممنونیم مرلین ، مرلین : من کار خاصی نکردم ، سباستین : عزیزان حرفاتون تموم شد ، بودان : اونا لشکر شوالیه روهانن ، لشکری که قویترین سربازها رو داره ، سباستین : خب خب خب رفقا تا اون دنیا بای بای ، الروند : کی اینو گفته رفیق ، الروند معتصب دیوار الماس را خرد کرد و وارد رتبه برلیم شد ، کراس : استاد الروند ، الروند : سپاه روهان در برابر ویلیا نیروی ندارن ، سرباز ویلیا رو بده ، الف : بفرمایید ، الروند : برخیز ای موجود بزرگ ویلیا ، موجی وحشتناکی منطقه را در بر گرفت ، دور الروند هاله ای سفید ظاهر شد و چشمانش سفید شد ، الروند : سپاه روهان در مقابلم چی میگید ، سباستین : از جادوی ویلیا نترسید ، شوالیه : فرمانده چیزی زدی ، الان هممون میمیریم ، سباستین : شما امید بانو هستید ، راهی جز فرار نمونده ، نه میتونم بجنگم و نه میتونم پیش برکولی برم ، جز فرار راهی نیست ، سباستین گریخت و دیوار رتبه برلیم توسط الروند خرد شد ، کراس : شما کجا اینجا کجا استاد الروند ، الروند : وقتی مرگ بودانو شنیدم عزاداری کردم و به سمت نومانور تاختم ، ملازم گفت بهم که بودان زندس و دارن کوارتز رو میکشن ، با سرعت تاختم و اومدم ، اما نمیتونستم ریوندل رو تنها بزارم ، برا همین از کلبورن خواستم از ریوندل محافظت کنه تا از سمت گند آباد بهمون حمله نشه ، کراس : کار عالی ای کردید ، رتبه برلیم توسط یه معجزه فتح شد ، تا رتبه کوارتز 3 روز مونده

جهان جدید فصل 3 قسمت 2

سرزمین آتن ( رتبه الماس ) 133 سال پس از میلاد

تیومن : ای شوالیه اسمت چیه تویی که اینجا وایسادی تا جلومونو بگیری ، شوالیه : من سباستین شوالیه هستم ، تیومن : آقای سباستین میشه خودتونو نشون بدید ، سباستین کلاه خود را از سرش برداشت ، تیومن : جناب بودان نگاش کنید اون شبیه الامه ، بودان : حق با توه ، الام نه برادری داره نه پسر عمویی ، پس چرا شبیهشه ، کراس : شاید همزاد پدرمه ، تیومن : شاید ، بودان : نه یه همزاد مثل سیبی میمونه که از وسط نصف شده اما این یارو شبیه الامه نه خیلی شبیهش ، پس نمیشه گفت همزاده ، آراگون : بحث همزادو بذارید کنار شیپور جنگو به صدا در بیارید ، کراس : پاپینی و کیشوارد سمت چپ ، گرینفور و تالیا سمت راست ، مرلین و آراگون ته سپاه و لشکر نومانور جلو ، من و بودان در قلب سپاه ، شیپور زن ، شیپور رو بزن ، شیپور جنگ زده شد ، تمام مردم رتبه الماس به خانه شان گریختند و لشکر قدرتمند کراس در میدان شهر ایستاد ، کراس : مردم رتبه الماس ، اصلا نترسید ما با کسی کاری نداریم ، ما خون کوارتز رو میریزیم و شمارو از جاهلیت نجات میدیم ، سباستین : دهنتو ببند ، تو میخوای دین چندین و چند سالشونو از بین ببری ، هی تو تیومن ، توکه رفیق شفیق ما بودی چرا خودتو فروختی ، تیومن : من خودمو نفروختم ، از اولم با شما بد بودم ، اما شما اون کله مگسی رو فرستادید تا منو گمراه کنه ، اما کراس منو از گمراهی نجات داد ، سباستین : همش تقصیر توه بودان شیطان ، تو باید الان مرده باشی اما زنده ای موجود ناکس ، تو تو تو همرو علیه هم کردی ، بودان : من جز یه آتش باز کس دیگه ای نیستم ، سباستین : آره جون عمت ، سپاهیان حمله کنید و همشونو بکشید ، بودان توی دلش : احمق شل مغز ، بدن و سپاه قدرتمندی داری اما هوشت اندازه یه فندقه ، تو همین الانشم شکست خوردی ، تیومن : بمیر ، تیومن به سباستین حمله کرد ، اما سباستین با چماقی بزرگ برسر تیومن زد ، سپاهیان نومانور : ارباب رو ببرید ، سباستین : این که هیچ پخی نبود ، کراس : جلوی سپاه از بین رفته سربازا جلو رو پر کنید ، نوبت شماس پاپینی و کیشوارد ، پاپینی : آقای کیشوارد من از پشت وارد میشم ، شما از جلو ، کیشوارد : باشه ، طبق نقشه پاپینی از پشت سپاه سباستین در آمد ، پاپینی با کشیدن شمشیرش بر زمین گفت : خب خب خب رفقا حالا نوبت منه ، پشت سپاه الماس درهم شکست ، شوالیه : فرمانده سباستین : باید عقب نشینی کنیم ، سباستین : نه باید الماسو حفظ کنیم ، شوالیه : قربان از پشت حمله کردن ، کیشوارد : کیشوارد دو شمشیر داره میاد ، شوالیه : اونم داره از جلو حمله میکنه ، سوار اژدهاتون بشید و برید ، ما میجنگیم ، سباستین : اما ، شوالیه : برید ، شوالیه های الماس : برای بانوی عزیزمان تا پای جان میجنگیم ، سپاه الماس تا پای جان جنگیدن اما از سمت چپ گرینفور و تالیا حمله کردن و سپاه الماس نابود شد 

سرزمین آتن ( رتبه کوارتز ) 133 سال پس از میلاد

سباستین به کوارتز بازگشت ، سباستین : ارباب برکولی منو ببخشید ، برکولی : آشغال ما یک سوم سرزمینمونو از دست دادیم بعد میگی منو ببخشید ، برکولی : تف تو ذاتت ، سباستین : به بانو قسم از رتبه برلیم محافظت میکنم ، برکولی : باشه زنده میزارمت ولی باید تا پای جان از برلیم محافظت کنی وگرنه میمیری ، سباستین : قول میدم قول میدم که همشونو بکشم ، رتبه الماس هم درهم شکست ، کراس یک سوم آتن را فتح کرد ، تا رتبه کوارتز 4 روز مانده

جهان جدید فصل 3 قسمت 1

سرزمین آتن ( رتبه طلا ) 133 سال پس از میلاد

لشکریان نومانور و ایزگارد به سمت آتن تاختند و به رتبه طلا رسیدند ، کیشوارد : کی به کوارتز میرسیم ، بودان : آتن کشور بزرگیه ، و رتبه به رتبه س ، پایین ترین رتبه ، رتبه زغال ، دومین رتبه آهن ، سومین رتبه طلا ، چهارمین رتبه الماس ، پنجمی رتبه برلیم ( الماس مردوری ) ، ششمی رتبه مروارید ، هفتمی رتبه کریستال ، هشتمی رتبه ترندیت ( فلز الف ها ) ، نهمی رتبه گوین ( سنگ جادو ) و در آخر هم رتبه کوارتز ، تیومن : حق با جناب بودانه ، سپاهیان به رتبه طلا حمله کنید ، گرینفور : ما کوتوله ها موجوداتی منحصر بفردیم ، تالیا : کی اینو گفته ، گرینفور : من ، همه خندیدند ، کیشوارد و آراگون : بچه ها انقد دعوا نکنید ، مرلین : لوسای بیمزه اه اه اه ، اووین : شماها خیلی باحالید ، گرینفور : خانم اووین میخوایید از حماسه کوتوله ها بگم ، اووین : اگه میشه ، گرینفور : ماها نوادگان والار بزرگ آووله هستیم ، سپس انسانهای زیر دست آووله برای کارهاشون جناب آووله قویشون کرد اما این قوی بودن قد مارو کوتاه و عمرمونو بیشتر کرد ، روزها گذشت تا اینکه مارو کوتوله لقب دادن ، پس از اینکه تمام خدمتمونو برای ایشون کردیم ، سپس سراغ کوه ها رفتیم و ازش طلا و الماس به دست آوردیم ، بعدا شخصی بنام دورین ادعای حکومت کرد و حکومت مارو برقرار کرد ، تا اینکه همشون نابود شدن ، اووین : خودتونو ناراحت نکنید ، تالیا : من بگم ، اووین : بگید ، ما الف ها و انسان ها از فرزندان والارهایم و وقتی فلز ترندیت رو پیدا کردیم جاودانه شدیم سپس یکی از الف ها به اسم فینوه ادعای حکومت کرد و حکومت الف هارو برقرار کرد ، اووین : عالییییییی ، جناب آراگون شما خاطره ای ندارید ، آراگون : خاطره من از دست دادن پدر و مادرم بود ، اووین : الان شما باید پادشاه گاندور باشید ، مرلین : دخترک دیگه داری زر زر میکنی گاندور به پادشاه نیاز نداره ، آراگون : چی گفتی ، کراس : بچه ها دعوا نکنید به رتبه الماس رسیدیم ، تیومن : اینجا شمشیراتونو بکشید باید با رتبه الماس جنگ کنیم ، سپاه نومانور و ایزگارد به رتبه الماس رسیدن تا رتبه کوارتز 5 روز مونده ، 

بیوگرافی برکولی اینچل

نام : برکولیوس ( برکولی )

نام خانوادگی : اینچل

رنگ چشم : زرد

رنگ مو : آبی کمرنگ

رنگ پوست : گندمی

وابسته به : آتن-شوالیه های کوارتز-خاندان اینچل

پیشه : پادشاه آتن-رهبر شوالیه های کوارتز-فرمانروای موقت کل سرزمین روشنایی

خانواده : جانی اینچل ( پدر ) جانوس اینچل ( عمو ) آلفرد اینچل ( جد ) کویز اینچل ( پدر بزرگ ) آلفرد ، آنگمار ( برادر ) ریوتان اینچل ( همسر ) ژوستینین ( پسر )

لباس ها : او همیشه یک کیمونوی آبی برتن دارد

بیوگرافی کورو مادو

اولین حضور در انیمه : فصل 1 قسمت 2 توکیو غول

قد : 165 سانتی متر 

اندام : لاغر

نژاد : انسان

حالت منحصر بفرد : 23 کویینکه

وابسته به : سی سی جی

توانایی ها : کویینکه نامشخص-فوگوچی یک-فوگوچی دو

خانواده : کاسوکا مادو ( همسر ) آکیرا مادو ( دختر )

پیشه : کبوتر

ظاهر : مادو مردی با موهای سفید و صورتی زشت است ، او یک پیراهن سفید که رویش کت توسی است برتن دارد و دستکش های پلاستیکی دارد

مادو یکی از بهترین کبوترهای سی سی جی است ، او در جوانی مردی مهربان و خانواده دوست بود ، او و همسرش عضو سی سی جی شدند و در یکی از ماموریت ها همسرش توسط غول ها کشته شد ، و او تبدیل به مردی افسرده شد ، در پیری او با کوتارو آمون هم تیمی شد و دکتر فوگوچی و همسرش را کشتند ، کانکی کن و توکا کیرشیما همراه دختر فوگوچی ها ( هینامی ) برای انتقام از آنها ، مادو را کشتند ولی کانکی کن گذاشت تا آمون زنده بماند

جهان جدید فصل 3 ( فتح )

سلام

فصل دو هم مثل برق و باد رد شد ، حالا نوبت فصل 3 ، تو این فصل کراس و یارانش به برج کوارتز حمله میکنن ، شخصیت های این فصل : کراس چیم-لوتلورین ( بودان )-آرگون سویل دوم-آرون-بانو گالادریل-گرینفور-پادشاه تیومن-آلفرد اینچل-پاپینی بوک-برکولی اینچل-تالیا سیندار وارمان-الروند فینوه-مرلین-مریون-بانو کوارتز-تام تروید

جهان جدید فصل 2 پارت اضافه : مولیپ ها و آخرین کشتی

سرزمین آتن 104 سال پس از میلاد

تام : عمو ما بریم انگار اینجا پره ، پیل : من پیل هستم ، نه اینجا پر نیست طبقه بالا دو تا تخت هست ، تام : منم تام هستم ما امشب اینجا میخوابیم و صبح زود مارو برسونید به آتن ، سه ساعت بعد ، پیل : زویل و گویل و نویل از در محافظت کنید ، تام : اینجا چخبره ، دیدم از سیزده مولیپ فقط چهار تاشون زنده ان ، شوالیه ها : همتونو میکشیم ، جای اون عوضیا رو بگید ، تام : های شوالیه ها من اینجام چرا اونارو میکشید ، پیل : نه زویییییل ، شوالیه : اینم اشانتیون کشتم ، تام : عوضی ، من با شوالیه جنگیدم اما نامرد کشید زیر پام و افتادم ، شوالیه : حالا میمیری ، یهو پیل اومد جلوم و شمشیر خورد ، پیل : پسر جون دختر و خودت رو ببر بیرون یه کالسکه پشت خونس سوار شو و برو ، تام : گلدبری بلند شو بریم ، گلدبری : چیه چی شده ، تام : جامونو پیدا کردن و صاحبای رستورانو کشتن ، گلدبری : چچچچچیییی ، همراه گلدبری سوار کالسکه شدم و به سمت آتن تاختم ، چهار ساعت بعد ، تام : گلدبری این شهر منه آتن ، شهری که توش بدنیا اومدم ، گلدبری : اون برج اون برج ، اون برج ، صاحب اون برج پدرمو بدبخت کرد و کشت ، اسم خودشو خدا گذاشته اما از هر شیطانی بدتره ، تام : حق با توه ازش خاطره خوبی ندارم ، یه جادوگر عوضی از طرفش هم من و هم مادرمو جاودانه کرد ، گلدبری : تو مثل یه کوتوله مثل یه الف و مثل یه پری جاودانه ای ، تام : آره ، بیا بریم خونمون تا مادرمو بهت معرفی کنم ، به خونمون رفتم ، تام : لیزا خانم مامان جان من اومدم ، دیدم پدرم داره دندون می کشه آخه دندون پزشکه ، تام : پدر تو مادرو ندیدی ، پدر تام : انداختمش بیرون توهم میندازم بیرون ، آخه شما به چه جراتی آب دهن نجس اونو خوردید و جاودانه شدید ، من تورو اینجوری بزرگ نکردم ، تام : اما پدر ، پدر تام : گمشو ، مشتری : آیییییییی آقای فورن آروم تر ، پدرم منو نپذیرفت و نفهمیدم مادرم کجاس

سرزمین نومانور 133 سال پس از میلاد

تام : آیییییی گیر کردم یکی نجاتم بده ، کراس : بچه ها نجاتش بدید ، آره کراس جون این بود داستان من تا اونجایی که تو نجاتم دادی برادر ، کراس : الان باید 60 سالت باشه ولی جوونی ، تام : آره ، کراس : راستی گلدبری چی شد ، تام : گلدبری بیا اینجا ، گلدبری : اومدم ، تام : من با گلدبری ازدواج کردم و با کمک عروس سایه این خونرو خریدم ، کراس : در کنار ما نمیای تا کوارتز رو شکست بدی ، تام : نه ، خودمو وارد جنگ نمیکنم ، ولی دوباره به دیدنت میام ، کراس : خدا حافظ ، بالاخره فهمیدم مادرم کجا رفته ، باعث افتخاره که همسر الام چیم شده ، پدر میدونم که تو آسمون داری منو نگاه میکنی ، امیدوارم برات پسری خوبی بوده باشم ، کشتی من از زندگی گذر کرد و اینجا رسیدم

پایان

تولد ژان کیرشتاین

امروز تولد ژانه ، تولد قهرمان قد بلند اتک ، تولدت مبارک ژان جونم ، 

چرا تو تایتان شدی عزیزم ( اسپویل ) ، خب تولدش مبارک

خوشتیپ کی بودی ♥♥♥♥♥

جهان جدید فصل 2 پارت اضافه : پری چشمک زن

سرزمین آتن 104 سال پس از میلاد

صبح شده بود و من شب نخوابیده بودم و خسته شده بودم ، ناگهان یه چشمه زیبا و تخت های زیباتر دیدم ، تام : انگار شانس در خونمو زده بریم ببینیم در چه احواله ، قشنگ اونجا یه خستگی ای در کردم ، یهو یه صدا شنیدم که میگفت بدو بدو الان میان سراغم ، تام : تو کی هستی چقد خوشکلی ، چرا ، من نفهمیدم اون دستتمو گرفتو برد پشت یه درخت ، تام : خواهر شما کجا اینجا کجا ، دختر : زود پسر خاله نشو ، من گلدبری پری رودخانه هستم ، تام : منم تام رامشگرم میخوای برات ساز بزنم ، آییییی نسیم سحری ، گلدبری : دهنتو گل بگیر یه لحظه ، یه مشت سرباز آتن ریخته بودن اونجا ، چرا پیداش نمیکنیم ، منم عین خر خودمو وسط انداختم ، های غولای بدذات من قهرمانی ام که با اسب بالدار به کمک شاهزاده اومدم ، البته اسبشو ندارم جای شمشیرم گیتار دارم ، شوالیه ها : آخه توجوبی بدبخت اصن میدونس داری چیکار میکنی ، اون یه پری مکاره ، با زیبایش مردا رو سمت خودش میکشه و بعد  میکشتشون ، ما اومدیم تا دستگیرش کنیم ، تام : چچچچییییی ، دیدم یه چاقو زیر گلومه ، گلدبری : تکون بخورید شاهرگشو میزنم ، تام : آقا روی همو ببوسید یه صلواتم بفرستید و منو وارد این بازی کثیف نکنید ، شوالیه فرمانده چیزی درون گوش سربازا گفت و سربازا غیب شدن و از پشت دختره در اومدن ، سربازا : بچه راه فرار نداری ، یک ساعت بعد ، دختره اسیر شده بود منم اونجا نشسته بودم ، تام : دختر چرا اینکارا رو میکنی ، گلدبری : من یه پری پولدار توی خانواده پولدار بودم تا اینکه پدرم کشته شد و ارثش به کسی نرسید ماهم روز به روز فقیر تر شدیم ، تا اینکه یه یارویی گفت که اینکارو بکنم تا بهمون پول بده ، من یه هفتس دارم اینکارو میکنم اما اون عوضی اصلا پولی به ما نمیده ، دست به کار شدم و با یه سوزن نجاتش دادم ، تام : بدو بریم ، مثل برق و باد دویدیم ، تام : اونجا یه کلبس اونجا قایم میشیم ، ما رفتیم تو کلبه ، یهو دیدم سیزده تا مرد اونجا وایسادن ، اولی : خوشکله ، دومی : پسره یا دختره ، سومی : اینا اینجا چیکار میکنن ، چهارمی : شاید اومدن دیدنمون ، همشون با هم : ما موووووولللللللییییییپپپپپپپ ها هسسسسستیییییم 

بیوگرافی الام

نام : الام

نام خانوادگی : چیم دورین

رنگ مو : قهوه ای روشن

رنگ چشم : آبی

رنگ پوست : گندمی

وابسته به : اربور-فرقه سمندر-الفسایس-خاندان دورین

پیشه : شاهزاده اربور-فرمانده الفسایس

خانواده : الویم ( پدر ) تورین سپر بلوط ( پدر بزرگ ) لیزا ( همسر ) کراس چیم ( پسر ) کروت چیم ( نوه ) سباستین چیم ( پسر نامشروع ) دیمی ( معشوقه ) 

لباس ها : الام زره تورین را بر تن دارد و شمشیر اورا بر دست میگیرد

 

 

بیوگرافی آراگون دوم

بریم برا بیووووووو

نام : آراگون دوم

نام خانوادگی : سویل آرنور

رنگ مو : قهوه ای

رنگ چشم : سیاه

رنگ پوست : گندمی

وابسته به : یاران کراس-الفسایس-گاندور-خاندان آرنور

پیشه : پادشاه الفسایس و گاندور-رهبر خاندان آرنور

خانواده : آراتون دوم ( پدر ) گیلران ( مادر ) آرادور ( پدر بزرگ ) آرون ( همسر ) الداریون ( پسر ) ایسیلدور ( تجسم ) 

لباس ها : آراگون بیشتر مواقع لباس های سیاه میپوشد و در موقع جنگ زره گاندور را برتن دارد