بیوگرافی دیو براندو

اولین حضور در انیمه : قسمت ۱ پارت ۱ جوجو

قد : ۱۹۵ سانتی متر

اندام : ورزیده

نژاد : خون آشام

استند : استند جوستارها  

​​​​​خانواده : داریو براندو ( پدر ) مادر بی نام ، جورج جوستار یکم ( پدر خوانده ) جاناتان جوستار ( برادر خوانده ) 

ظاهر : دیو خون آشامی با موهای بور و 

چشمهای نارنجی است که دورسی با رنگ های قرمز و سفید دارد و روی آن زره و چکمه هایی از جنس چرم دارد و شال گردنی بنفش رنگ بر تن دارد

دیو یک خون آشام و پدر جورونو جووانا است ، دیو در خانواده ای دزد و فقیر بدنیا آمد ، او پدری دیوانه و دزد داشت ، و سایه مادر بالای سرش نبود ، همین بود که دیو را همانند پدرش به موجودی کثیف تبدیل کرد اما بر عکس پدرش دیو موجودی باهوش و با ذکاوت بود ، پدر دیو مرد و جورج جوستار به این دلیل که پدر دیو جانش را نجات داده دیو را به خانه اش آورد ، جورج مردی ثروتمند بود ، دیو برای اینکه تنها ورثه اموال آن شود با پسر او جاناتان مقابله با مثل کرد اما دید که در حالت انسانی نمی‌تواند جاناتان را شکست دهد برای همین نوعی ماسک سنگی روی صورتش نهاد و تبدیل به خون آشام شد ، و جورج را کشت ، جاناتان برای انتقام پدرش با دیو جنگید و سر اورا قطع کرد ، سپس بعد مدتی او در کشتی ای که جاناتان با همسرش به ماه عسل می‌رفت پدیدار شد ، جاناتان از خود گذشتگی کرد و همسرش را نجات داد ، سپس دیو از بدن جاناتان استفاده کرد و زندگی اش را ادامه داد

بیوگرافی جاناتان جوستار

اولین حضور در انیمه : قسمت اول پارت اول جوجو

قد : ۱۹۵ سانتی متر

اندام : ورزیده

استند : استند جوستارها

خانواده : جورج جوستار یکم ( پدر ) رزی جوستار ( مادر ) دیو ( برادر خوانده ) ارینا پندلتون جوستار ( همسر ) جورج جوستار دوم ( پسر ) جوزف جوستار ( نوه ) هولی جوستار ( نتیجه ) جوسوکه هیگاشیکاتا ( نتیجه ) جوتارو کوجو ( نواده ) جورونو جووانا ( پسر ) جولین کوجو ( نبیره )

ظاهر : جاناتان بدنی ورزیده با موها و چشم های سرمه ای دارد و لباسی آبی با شلوار کتان طوسی و چکمه های چرمی ای دارد

جاناتان جوستار اولین جوجو است ، او و پدرش در کودکی توسط داریو براندو نجات یافته شدند ، پدر جاناتان بخاطر حقی که بر گردن داریو داشت پس مرگش پسر او دیو را به خانه اش آورد ، دیو که موجود حریصی بود سعی در نابودی جاناتان داشت که بتواند تنها ورثه املاک جوستار شود چون پدر جاناتان مردی بسیار ثروتمند بود ، دیو دوستان جاناتان از او دور کرد و سگش را کشت ، سالها گذشت دیو خود را درون دل پدر جاناتان جای داد و یکی از ورثه شد اما هنوز دیو همان موجود کثیف بود ، آخر سر جاناتان فهمید که دیو میخواهد پدرش را بکشد ، دیو با جاناتان مقابله با مثل کرد و با استفاده از یک ماسک سنگی خود را به خون آشام تبدیل کرد و انسان های زیادی کشت اما سرانجام سرش توسط جاناتان قطع شد ، سالها بعد در ماه عسل جاناتان با همسرش ارینا دیو پدیدار شد و انتقامش را از جاناتان گرفت و اورا کشت ، جاناتان از خود گذشتگی کرد و همسرش را نجات داد و سرانجام کشته شد و به تاریخ انگلستان پیوست