توجه توجه

کنچیوا بر همه بینندگان عزیز

آقا یک سریا خواستن نویسنده بشن منم از خدامه چون ایده زیادی برای پست گذاشتن ندارم ( دروغ میگم بخاطر اینه که خیلی گشادم😐) اینا به کنار بریم سر اصل مطلب ، اصل مطلب اینه که من نمیتونم پیام های گفتینو شما رو ببینم چون ایمیلم تغییر کرده از یک زاویه اون گفتینو به یه جایی واصل شد ( نمیگم کجا ) آقا از بین رفته پس خودتونو جر ندید چون جوابی نمیگیرید ، اگه خواستید نویسنده بشید تو این پست نویسنده می‌خوام کامنت بدید به همین سادگی 

آره اینو باید میگفتم چون بعضیا پیام میدن فکر میکنم من دارم خرشون  میکنم و جواب نمیدم ، ولی نه من خیلیارو خر کردم ولی شمارو خر نمیکنم

سایونارا

راستی یه چیز خیلی خفن فهمیدم که آلبرت انیشتینم نمیدونست ، خیلی برگ ریزونه ، اون اینه برو آخر پست تا غافل گیر بشی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

می‌خوام اونو بگم 

: خورشید پشتش به ماست🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

.........یدم به کنجکاوی همتون

تولد تانجیرو

داستان تولد تانجیرو

تانجورو کامادو در زمان به دنیا آمدن فرزندش بر بالای صخره ای رفت و کودک را بالا گرفت ، تانجورو : نامش را تانجیرو می نهم ، ولی و جانشین و وصی من ، سپس از مردم صدای لبیک یا تانجورو و لبیک یا تانجیرو بلند شد🤣🤣🤣🤣🤣 خیلی ذهن اسیدی ای دارم 

دور از هر چیز تولدش مبارک ، درود بر شرفش درود بر مردانگیش درود بر جسارتش درود بر سخاوتش درود بر شهامتش 😐😐😶 🤣🤣

خیلی بی جنبه ام با این که گفتم دور از هر چیز ولی ازش دور نشدم ، وای وای وای وای

( حوصله نداشتم عکس بزارم بعداً عکس می‌زارم ) 

فعلا سایونارا😂

معرفی انیمه دراگون بال

کنچیوا اومدم با یکی از بهترین انیمه های شونن که اولین انیمه شونن بوده و به پدر انیمه های شونن معروفه

نام : دراگون بال

ژانر : اکشن ، رزمی ، کمدی ، فانتزی ، ماجراجویی ، شونن

تعداد قسمت ها : ۱۵۳ قسمت

مدت زمان : ۲۴ دقیقه

شخصیت ها : سان گوکو-بولما-موتن روشی-کیریرین-اوولونگ-پیو-پیلف-یاموچا-چی چی- پادشاه پیکولو و کلی شخصیت خفن دیگه

داستان ، داستان پسری به نام سان گوکو هستش اون توی جنگل زندگی می‌کنه و هیچ کسی رو نمی‌شناسه ، اون با دختری به نام بولما آشنا میشه ، بولما شخصی هستش که میخواد دراگون بال رو پیدا کنه ، حالا دراگون بال چیه ؟؟ دراگون بال هفت تا توپ هستش که هرکسی هر هفت توپ رو پیدا کنه یک اژدها به نام شنرون احضار میشه و آرزوی اون شخصه بر آورده می‌کنه ، از قضا سان گوکو یه دراگون بال داره و بولما به قل خودمون خرش می‌کنه و دراگون بال رو بر می داره ، اما گوکو می‌فهمه و میگه اگه دراگون بال رو میخوای باید منم با خودت ببری ، و بولما قبول می‌کنه و اونها داستان های جالبی رو رقم می‌زنن

حیف این انیمه فن های زیادی تو ایران نداره ، چون خیلی قشنگه و ارزش دیدن رو داره و بهتون بگم تو این انیمه قویترین شخصیت های کل انیمه ها هستن و اینه که بیننده هارو به خودش جذب می‌کنه و فایت های خیلی خیلی خفنی داره

 

 

شینوبی تایتان فصل ۱ قسمت ۳

دیوار رز

لیوای : جهش یافته ؟؟؟؟ ، هانجی : درسته ، یه زره دقت کن ، تایتان شصت و پنج متری ، بدون پوست ،  لیوای : راس میگی ، باید همینجا بکشیمش و این قائله رو ختم کنیم ، هانجی : من هرچی میگم تو آخرش به کشت و کشتار میخوری ، لیوای : د اگه زیک یگر یا راینر بود خب امون بهش نمی دادید ، هانجی : زیک و راینر فرق میکنن اونا سعی برای نابودی ما کردن ، لیوای : این یارو هم دیواره شرقی ماریا رو له و لورده کرده ، هانجی : کاش اروین اینجا بود ، لیوای : حق با توه اروین وقتی تصمیم می‌گرفت آخرش خوب و خوش بود ، بوووووووووووم ، خانگی با سرعت از صندلی اش بلند شد و به بیرون دوید لیوای هم همراه او رفت ، شیکامارو تبدیل به تایتان شد و پایگاه را خرد کرد ، و هانجی گریه کرد ، لیوای : الان مگه موقع گریس ، هانجی : اشک شوقه تونستم یه تایتان غول آسا رو بگیرم ، و راستی چقدر جالب وقتی تایتان میشه هم موهاش مثل حالت انسانیش بسته شدس ، اما تایتان برتولت مو نداشت ، دیدی دیدی لیوای اون جهش یافتس ، لیوای : باشه بردی بیا بگیرمش تا اینجا رو با خاک یکسان نکرده ، لیوای با سلاح مانور به گردن شیکامارو رسید و تا خواست گردنش را ببرد ، دیگر نتوانست تکان بخورد ، لیوای : بدنم سرد شده نمیتونم تکون بخورم ، هانجی : واوووو یکی از قدرتاش اینه که می‌تونه دشمنشو کنترل کنه ، هیییییی لیوای از اون میتونیم به نفع خودمون استفاده کنیم ، لیوای : یه وقت نچایی ، یالا نجاتم بده ، هانجی : باورم نمیشه که لیوای آکرمن کمک میخواد ، هانجی دستان شیکامارو را قطع کرد و لیوای کنترلش دیگر دست خودش بود ، سپس لیوای گردن شیکامارو را زد و آن را از گردن تایتان بیرون آورد ، لیوای : از کجا فهمیدی باید دستاشو قطع کنی ، هانجی : آخه بدجور دستاشو پیچونده بود توهم ، بعدشم مرض نداره که دستاشو اینطوری کرده ، و بعدش پایه رو بر گمان گذاشتم و دستاشو قطع کردم ، لیوای گردن شیکامارو را با طناب بست و با خود میکشید ، لیوای : بیا عوضی بیا باهات کار دارم ، هانجی : اونجوری نکشش زمین مگه داری شکنجه میدی ، لیوای : تو حرفت نباشه ، هانجی : کجا میبریش ، لیوای : دیوار سینا ، 

نظرتون ؟؟؟؟؟

کنچیوا

بنظرتون فردا پست چی بزارم ( پست موقت )

۱- قسمت سوم شینوبی تایتان

۲-قسمت چهارم فصل چهارم جهان جدید

۳-بیوگرافی یکی از شخصیت های ناروتو

نظرتونو حتما بگید چون برام خیلی مهمه

کامی نگهدارتون و سایونارا

 

شینوبی تایتان فصل ۱ قسمت ۲

دیوار رز ( دیواره کالانه ) 

بوممممممممم , هانجی نفس نفس زد و گفت : لیوای یه تایتان شیفتر شصت و پنج متری دیواره شرقی ماریا رو نابود کرد , لیوای : آروم در رو باز کن بعدشم فک کنم ته نیروی مارلی هستش , هانجی : خبر دیگه ای که می‌خوام بگم اینه که صاحب تایتان رو گرفتیم , لیوای به سرعت به سمت جایی که شیکامارو رو بود رفت , شیکامارو : من کاری نکردم , سرباز : الان حالیت میکنم , هانجی : انگار یه نیرویی که داره اینه که با زدن دست هاش به هم می‌تونه یسری قدرت انجام بده ولی نمی‌دونم چرا تایتان نمیشه , برا همینم دست هاشو قطع کردیم , لیوای با سرعت سلاحش را زیر گلوی شیکامارو گذاشت : مرتیکه عوضی بالا بگو کی اجیرت کرده و گزینه سرتو میزنم , همین یک ماه پیش برای کشتن امسال شما و نجات دادن سرزمینمون , سربازهای زیادی از جمله فرماندهمون کشته شدن , شیکامارو : آروم باش رفیق , توهم مثل من بهترین دوستتون از دست دادی , لیوای : برام مهم نیس که یه مارلیایی کثافت کشته بشه , لیوای از حرکت ایستاد , شیکامارو اشک از چشماش آمد و گفت : به آسوما نگو کثافت اون مهربونم تمرین دوست و معلم برای من بود , بعدشم من از مارلی یا شارلی یا این چرت و پرتایی که تو میگی نیومد من از کونوها اومدم و یک چونین حرفه ای هستم , شیکامارو , لیوای را رها کرد و لیوای بر زمین افتاد , هانجی لیوای را برداشت و گفت : ببخشید دوستم عصبانی بود از دهنش در رفت , لیوای : داره زر میزنه پس به جز مارلی دیگه کجا الدیایی داره , هانجی : نه لیوای این نه مارلیایه نه الدیایه , میگه از کونوها اومده , و وقتی تونستیم نقشه دنیا رو داخل زیر زمین خونه یگر پیدا کنیم , داخلش جایی به نام کونوها نبود , لیوای : پس دیدی داره زر میزنه , هانجی : نوچ , لیوای : چیو دیگه داری , هانجی : خون جلو چشمانم گرفته , یک زره دقت کنی صورتش شبیه شرقی هاس , لیوای : همون آشغالی پول دوستی که هفته پیش اومدن , هانجی : آره , لیوای : پس باید پای اونا رو از اینجا ببریم اونا هم با مارلی هم دستن , هانجی : نوچ , لیوای : این یکی به چیه , هانجی : اینو مارلی ناخواسته فرستاده , لیوای : وای مخم ناقص شد , می فهمی چی میگی چار چشم , هانجی : این یه شرقی هستش که خونش به الدیایی ها میخوره و به همین دلیل مارلی اونو شیفتر کرده که به ما حمله کنه , لیوای : اما با مشخصات این ما یه همچین تایتانی نداریم  , هانجی : اون یه تایتان غول آسای جهش یافته هست , آیا حق با هانجی است در ادامه چه پیش روی شیکامارو است         

 

شینوبی تایتان فصل ۱ قسمت ۱

دیوار ماریا

الان تونستیم دیوار ماریا رو پس بگیریم و فهمیدیم انسان ها دشمن ما هستن , 

مارلی

راینر : فرمانده ماگت پیروز نشدیم , تئو ماگت : خاک بر سرت , پیک و آنی و برتولت و زیک و مارسل کجا هستن , راینر : مارسل و برتولت در راه مارلی کشته شدن , آنی هم توسط دشمن اسیر شد , پیک هم زیک رو به دروازه شرقی برد , ماگت : فکر شکست رو میکردم سرباز براون اما یک راه نجات پیدا کردم , چند روز پیش ده نفر رو بیهوش پیدا کردیم , ظاهراً این ده نفر خونشون به الدیایی ها میخوره و می‌خوام به سمت پارادیس بفرستمشون , اتفاقا نیروی بدنی خوبی دارن , راینر : بله ,  ناروتو : من کجام , الان با بر و بکس رفته بودیم بیرون بدجور تونستم اورو سانین و مادر بزرگ سوناده رو راضی کنم که بیان , یهو ساسکه انگار داشت با یکی می‌جنگید ( اینجا ساسکه با ناروتو اینا خوبه ) که یهو یه پورتال باز شد و بعدش نمی‌دونم چی شد , سربازان مارلی ناروتو و دوستاشو به لبه دیوار بردن , کاکاشی بیدار شد و با صاعقه بنفش به طناب ها ضربه زد , ماگت : مرد نقاب دار به اون طناب ها با نیروی شیطانی نمیتونی ضربه بزنی , کاکاشی : چی , سای : کاکاشی حق با این یاروه طناب ها چاکرا رو میمکن , ماگت : الان کاری میکنم که به پشیمونی بی افتید , و ماگت مایع نخاعی رو وارد گردن سای کرد و اورا به پایین پرتاب کرد , سای : نههههههههه , و سای تبدیل به یک تایتان خالص شد , شیکامارو : سای , ساسکه : فک کنم سای به سابقش برگرده , اون انگار جهش یافته شده , ساکورا : زبونتو گاز بگیر ساسکه , جیرایا : آخر عاقبت اومدن به تفریح اینه , سوناده : نه این آخر عاقبت چشم چرونیه , لی : با هشت دروازه بازش میکنم , ساکورا : لی نمیشههههههههه , ناروتو : من میتونم , اوی آی , نه انگار نمیتونم , شیکامارو : این دعوا هارو نکنین الان قراره جهش یافته بشیم , ماگت : حق با این گیس بلنده , سپس ماگت , لی رو تبدیل به تایتان کرد , ماگت اینم اثرش , و سپس ماگت ناروتو رو به پایین فرستاد , ناروتو توسط سای و لی تکه تکه شد و خورده شد , هیناتا : ناروتو کوننننننننننننن , کاکاشی : فقط اجل مون رسیده , جیرایا : نه ناروتو , سپس جیرایا هم تبدیل به تایتان شد , و یک جا , شیکامارو و ساسکه و ساکورا و سوناده و کاکاشی و هیناتا هم خوراک سای و جیرایا و لی شدند , راینر : عه فرمانده چرا کشتی شون , این مایع نخاعی تلاش سالها علم وتحقیقه , این مایع نخاعی رو اگه به کسی بزنی و تایتان بشه وقتی کسی رو بخوره اون شخصه خورده شده وارد بدن تایتان شد , تایتان بزاغی تولید می‌کنه که شخص خورده شده تبدیل به تایتان شیفتر میشه , راینر : یعنی الان اونا تایتان شیفتر میشن و به پارادیس حمله میکنن , ماگت : آی باریکلا

 دیوار ماریا ( دیواره شرقی ) 

سرباز نگهبان : بعد نابودی تایتانا داره روز به روز خوب تر میشه , سرباز دیگه : هی یه تایتان چهارده متری با مو های سفید داره میاد , سرباز اولی : عددی نیست الان نفلش میکنم , سرباز اولی با سلاح مانور بسوی تایتان ( جیرایا ) رفت , ناگهان شکم تایتان پاره شد و از آن یک تایتان شیفتر شصت و پنج متری بیرون آمد و جیرایا له شد ولی دوباره بازسازی شد , سرباز دومی : چی از شکم یه تایتان خالص چهارده متری یه تایتان شیفر شصت و پنج متری بیرون اومد , مراقب خودت باش , سرباز اولی : چی میگی مردک چجوری خودمو نجات بدم , انگار نیروی این شیفتر اینه که با سایش

آدما رو کنترل کنه , سپس دیواره شرقی و نگهبانانش توسط تایتان شصت و پنج متری نابود شد , 

دیوار رز

سرباز فرمانده پیکسیس , پیکسیس : چی شده , سرباز : یه تایتان شیفتر شصت و پنج متری دیواره شرقی ماریا رو نابود کرده , پیکسیس : ای بابام , انگار ماریا مارو طلسم کرده , سرباز : جالبیش اینه که این تایتان از شکم یه تایتان خالص چهارده متری بیرون اومده , پیکسیس : چی , 

دیوار ماریا ( دیواره شرقی )

شیکامارو از پشت گردن تایتان شصت و پنج متری بیهوش بیرون زد , آیا ناروتو و دوستانش با جوخه شناسایی روبرو میشوند

جانه

 

شینوبی تایتان

کنچیوا

بعد سالها برگشتم

یه فکری کردم و گفتم در کنار جهان جدید یه داستان ترکیبی از اتک و ناروتو بنویسم , داستان توی دنیای اتک رخ میده , داستانم اسپویل نمیکنم چون دوست دارم خودتون بخونید , شخصیت ها : ارن یگر-ناروتو اوزوماکی-میکاسا آکرمن-ساکورا هارونو-آرمین آرلرت-ساسکه اوچیها-لیوای آکرمن-کاکاشی هاتاکه-ژان کیریشتاین-شیکامارو نارا-راینر براون-راک لی-ساشا براوس-هیناتا هیوگا-کانی اسپرینگر-سای یاماناکا-دات پیکسیس-سوناده سنجو-جیرایا-تئو ماگت

خب امیدوارم خوشتون اومده باشه

سایونارا