سرزمین آتن ( رتبه الماس ) 133 سال پس از میلاد

تیومن : ای شوالیه اسمت چیه تویی که اینجا وایسادی تا جلومونو بگیری ، شوالیه : من سباستین شوالیه هستم ، تیومن : آقای سباستین میشه خودتونو نشون بدید ، سباستین کلاه خود را از سرش برداشت ، تیومن : جناب بودان نگاش کنید اون شبیه الامه ، بودان : حق با توه ، الام نه برادری داره نه پسر عمویی ، پس چرا شبیهشه ، کراس : شاید همزاد پدرمه ، تیومن : شاید ، بودان : نه یه همزاد مثل سیبی میمونه که از وسط نصف شده اما این یارو شبیه الامه نه خیلی شبیهش ، پس نمیشه گفت همزاده ، آراگون : بحث همزادو بذارید کنار شیپور جنگو به صدا در بیارید ، کراس : پاپینی و کیشوارد سمت چپ ، گرینفور و تالیا سمت راست ، مرلین و آراگون ته سپاه و لشکر نومانور جلو ، من و بودان در قلب سپاه ، شیپور زن ، شیپور رو بزن ، شیپور جنگ زده شد ، تمام مردم رتبه الماس به خانه شان گریختند و لشکر قدرتمند کراس در میدان شهر ایستاد ، کراس : مردم رتبه الماس ، اصلا نترسید ما با کسی کاری نداریم ، ما خون کوارتز رو میریزیم و شمارو از جاهلیت نجات میدیم ، سباستین : دهنتو ببند ، تو میخوای دین چندین و چند سالشونو از بین ببری ، هی تو تیومن ، توکه رفیق شفیق ما بودی چرا خودتو فروختی ، تیومن : من خودمو نفروختم ، از اولم با شما بد بودم ، اما شما اون کله مگسی رو فرستادید تا منو گمراه کنه ، اما کراس منو از گمراهی نجات داد ، سباستین : همش تقصیر توه بودان شیطان ، تو باید الان مرده باشی اما زنده ای موجود ناکس ، تو تو تو همرو علیه هم کردی ، بودان : من جز یه آتش باز کس دیگه ای نیستم ، سباستین : آره جون عمت ، سپاهیان حمله کنید و همشونو بکشید ، بودان توی دلش : احمق شل مغز ، بدن و سپاه قدرتمندی داری اما هوشت اندازه یه فندقه ، تو همین الانشم شکست خوردی ، تیومن : بمیر ، تیومن به سباستین حمله کرد ، اما سباستین با چماقی بزرگ برسر تیومن زد ، سپاهیان نومانور : ارباب رو ببرید ، سباستین : این که هیچ پخی نبود ، کراس : جلوی سپاه از بین رفته سربازا جلو رو پر کنید ، نوبت شماس پاپینی و کیشوارد ، پاپینی : آقای کیشوارد من از پشت وارد میشم ، شما از جلو ، کیشوارد : باشه ، طبق نقشه پاپینی از پشت سپاه سباستین در آمد ، پاپینی با کشیدن شمشیرش بر زمین گفت : خب خب خب رفقا حالا نوبت منه ، پشت سپاه الماس درهم شکست ، شوالیه : فرمانده سباستین : باید عقب نشینی کنیم ، سباستین : نه باید الماسو حفظ کنیم ، شوالیه : قربان از پشت حمله کردن ، کیشوارد : کیشوارد دو شمشیر داره میاد ، شوالیه : اونم داره از جلو حمله میکنه ، سوار اژدهاتون بشید و برید ، ما میجنگیم ، سباستین : اما ، شوالیه : برید ، شوالیه های الماس : برای بانوی عزیزمان تا پای جان میجنگیم ، سپاه الماس تا پای جان جنگیدن اما از سمت چپ گرینفور و تالیا حمله کردن و سپاه الماس نابود شد 

سرزمین آتن ( رتبه کوارتز ) 133 سال پس از میلاد

سباستین به کوارتز بازگشت ، سباستین : ارباب برکولی منو ببخشید ، برکولی : آشغال ما یک سوم سرزمینمونو از دست دادیم بعد میگی منو ببخشید ، برکولی : تف تو ذاتت ، سباستین : به بانو قسم از رتبه برلیم محافظت میکنم ، برکولی : باشه زنده میزارمت ولی باید تا پای جان از برلیم محافظت کنی وگرنه میمیری ، سباستین : قول میدم قول میدم که همشونو بکشم ، رتبه الماس هم درهم شکست ، کراس یک سوم آتن را فتح کرد ، تا رتبه کوارتز 4 روز مانده