شینوبی تایتان فصل ۱ قسمت ۳
دیوار رز
لیوای : جهش یافته ؟؟؟؟ ، هانجی : درسته ، یه زره دقت کن ، تایتان شصت و پنج متری ، بدون پوست ، لیوای : راس میگی ، باید همینجا بکشیمش و این قائله رو ختم کنیم ، هانجی : من هرچی میگم تو آخرش به کشت و کشتار میخوری ، لیوای : د اگه زیک یگر یا راینر بود خب امون بهش نمی دادید ، هانجی : زیک و راینر فرق میکنن اونا سعی برای نابودی ما کردن ، لیوای : این یارو هم دیواره شرقی ماریا رو له و لورده کرده ، هانجی : کاش اروین اینجا بود ، لیوای : حق با توه اروین وقتی تصمیم میگرفت آخرش خوب و خوش بود ، بوووووووووووم ، خانگی با سرعت از صندلی اش بلند شد و به بیرون دوید لیوای هم همراه او رفت ، شیکامارو تبدیل به تایتان شد و پایگاه را خرد کرد ، و هانجی گریه کرد ، لیوای : الان مگه موقع گریس ، هانجی : اشک شوقه تونستم یه تایتان غول آسا رو بگیرم ، و راستی چقدر جالب وقتی تایتان میشه هم موهاش مثل حالت انسانیش بسته شدس ، اما تایتان برتولت مو نداشت ، دیدی دیدی لیوای اون جهش یافتس ، لیوای : باشه بردی بیا بگیرمش تا اینجا رو با خاک یکسان نکرده ، لیوای با سلاح مانور به گردن شیکامارو رسید و تا خواست گردنش را ببرد ، دیگر نتوانست تکان بخورد ، لیوای : بدنم سرد شده نمیتونم تکون بخورم ، هانجی : واوووو یکی از قدرتاش اینه که میتونه دشمنشو کنترل کنه ، هیییییی لیوای از اون میتونیم به نفع خودمون استفاده کنیم ، لیوای : یه وقت نچایی ، یالا نجاتم بده ، هانجی : باورم نمیشه که لیوای آکرمن کمک میخواد ، هانجی دستان شیکامارو را قطع کرد و لیوای کنترلش دیگر دست خودش بود ، سپس لیوای گردن شیکامارو را زد و آن را از گردن تایتان بیرون آورد ، لیوای : از کجا فهمیدی باید دستاشو قطع کنی ، هانجی : آخه بدجور دستاشو پیچونده بود توهم ، بعدشم مرض نداره که دستاشو اینطوری کرده ، و بعدش پایه رو بر گمان گذاشتم و دستاشو قطع کردم ، لیوای گردن شیکامارو را با طناب بست و با خود میکشید ، لیوای : بیا عوضی بیا باهات کار دارم ، هانجی : اونجوری نکشش زمین مگه داری شکنجه میدی ، لیوای : تو حرفت نباشه ، هانجی : کجا میبریش ، لیوای : دیوار سینا ،
من گوجو مدیر این وبلاگم و در مورد هر انیمه ای که میبینم براتون پست میزارم