صحبتی با بینندگان
کنچیوا بر تمام دختران و پسرانی که این پستو میبینن , امیدوارم حرفامو با احترام بزنم , و امیدوارم به کسی بی احترامی نشه , خب شروع میکنم
کنچیوا بر تمام دختران و پسرانی که این پستو میبینن , امیدوارم حرفامو با احترام بزنم , و امیدوارم به کسی بی احترامی نشه , خب شروع میکنم

امروز چه روز فرخنده ای است تولد شاه شاهان ایتاچی الان دارم با آهنگ کفتر کاکل به سر میرقصم ؛ این رو به همه ناروتو فن ها و اوتاکوها تبریک میگم وایییییییییییی دیشدری درین ماشالا دیشدری درین ماشالا اگه پول دستم بود میرفتم کیک میخریدم از بس خوشحالم
خب سایونارا
سرزمین ریوندل 136 سال پس از میلاد
الروند : هی لیو واک شان سریع لشکر مو بچین بسیوی تقاطع روئان میریم ,
تقاطع روئان 136 سال پس از میلاد
سرباز : فرمانده , الف های ریوندل با چهارصد هزار نفر به ما نزدیک میشن , دوبری : خوبه سرباز , لشکر سمت چپ به فرماندهی دوبری , لشکر سمت راست به فرماندهی لیزا فاتح , لشکر جنوبی به فرماندهی آرگون سویل , لشکر شمالی به فرماندهی مریون کارگزار گاندور , و در قلب لشکر الروند و بودان و برکولی حضور داشتند , زوت : پدر تو در میارم دوبری , در لشکر نکرومانسر در سمت چپ زوت مبارز , سمت راست الیزابت و پادشاه اور ها , لشکر جنوبی با دو گروه گابلین های کوه و گابلین های دشت , لشکر شمالی هم با فرماندهی آزگ و در قلب لشکر آنگمار جادوگر , جنگ با شیپور لشکر مردور آغاز شد , زوت مبارز با تمام نیرو بسوی دوبری تاخت , دوبری : دزد کثیف , دوبری با تیر های آتشین جلوی زوت را میگرفت , زوت : مردک خر تیر های چسقلی میخوای جلومو بگیری , دوبری : شنیده بودم مردوری ها بد دهنن اما ندیده بودم , زوت : خاموش شو نمک به حروم , دوبری : آشغال , زره های دوبری آتشین شد و گفت : من دوبری از قهرمانان آتن نمیزارم توی بی همه چیز بر من غلبه کنی , مردان من برید و بکشیدشون , زوت : شل مغز , در عرض نیم ساعت کل لشکر دوبری نابود شد , زوت : قبیله من درسته دزدن ولی با دست میتونن یه اژدها رو بکشن , دوبری : پس بگو هر لشکری میفرستادن به راحتی میمردن کار تو بود , زوت : اوهوم , حتی کلبورن هم که نیروی خدا گونه داشت تو دستام نابود شد , دوبری : اوننننننننن کلللللبورررررن که ییییه پپپپادشاااااهه روووو توتوتونست بکشه , زوت : آره , ناگهان تالیا با یک لشکر صد نفره آمد , زوت : اوهوم اوهوم همین الان ذکر خیرتون بود , دوبری : تالیااااا اونننننن کلللللبورررررن رووووو کشتههههههه فقطططط فرررراررر کن , تالیا : چی , دوبری : فقطططط بریمممم , تالیا دوبری رو برداشت و برد , دزد : ارباب زوت فرار کردن , با آرامش تعقیب شون کنید , باید به عمق لشکر دشمن حمله کنیم , زوت چه نقشه ای دارد
سرزمین مردور 136 سال پس از میلاد
دیلینگ دیلینگ دینگ ، فردو : همه ی این طلا ها با یاقوت و لاجورد و زمرد و الماس سر جمع میشه یک میلیارد سکه مردوری ، تاجر نقبی : جناب فردو از زمانی که نکرومانسر والا مقام ارباب جهان شدن سکه های مردوری ارزششون بالا رفته ، سرباز فردو وارد شد و گفت : ارباب فردو جناب آزگ دوباره ششصد بچه مدرسه ای رو از دم تیغ گذروند ، فردو : تا انسانها رو نکشه آروم نمیگیره ، آزگو صدا کن ، سرباز : چشم ، تاجر نقبی : ججنااابببب فففرررردوووو مننن میتتترسمممم ، فردو : چیزیت نمیشه سربازا اسکورتت میکنن ، فردو به تالار اصلی رفت ، فردو : میگم آزگ تو با انسانها پدر کشتگی داری ، آزگ : چیه مگه ، فردو : مگه نکرومانسر نگفت بچه هارو نکشید اونا برای تمدن خوبن ، آزگ : نکرومانسر فقط میخواد خودشو بالا نگه داره ، خب بالاخره یه روزی کل زمین مال ما میشه ، فردو : آزگ دهنتو ببند ، اورک کثیف ، آزگ : تاجر آشغال خور ، برت وارد شد و بدون توجه به آزگ و فردو به آنها تنه زد و رفت ، آزگ : هووووووی ، برت : برو بابا ، فردو : عنتر هواست باشه به کی تنه زدی ، برت : خیلی بی ادبی ، اوم دوس نداشتم ، فردو : مرتیکهههههه لوووووووس ، آزگ خنجرش را بر دستش کشید و بسوی برت دوید ، برت چند عکس از جیبش در آورد و گفت : کار منه ، آزگ بر زمین افتاد و از حال رفت ، فردو آب بر صورت آزگ ریخت ، آزگ حالش جا آمد ، فردو گفت : چی در آورد که توی شیطان رنگت پرید ، آزگ : نگو ، اون از من شیطان تره ، فردو : خب بنال ، آزگ : اون چنتا عکس نشون داد از قتل هاش ، فردو : خب ، آزگ : آدمایی که کشته بود رو چشم و زبون و اعضای داخلی مثل معده رو بیرون آورده بود ، و اونا تیکه تیکه شده بود ، جمجمه یارو یه طرف ، استخونای گردنش یه طرف ، و خون ها سیاه رنگ شده بودن ، و بدن ها له شده بودن ، اون نمیکشه اون میترکونه ، فردو بالا آورد و گفت : شاید بتونه جامونو بگیره ، آزگ : منی که انسانهارو به هر صورتی کشتم ، تا حالا اینکارو رو نکردم ،
سرزمین ریوندل 136 سال پس از میلاد
الروند : منو ببخش کراس ، اگه قدرت بیشتری داشتم نه کیشوارد میمرد ، توهم میتونستی هم حرف بزنی هم راه بری ، و نکرومانسر هم جهانو تصاحب نمیکرد ، پاپینی : الروند تو با نکرومانسر که صدها برابر از کوارتز قویتره جنگیدی ، هنوزم تو قهرمان الف هایی ، مرگ کلبورن هم تقصیر خودت ننداز ، الروند : پاپییییییینیییییییی ، پاپینی : بله خودمم ، جناب بودان با کمک الفسایس و گاندور و آتن یک لشکر یک میلیارد نفره تونسته جمع کنه ، الروند : یک میلییییییاردددددد نفر ، پاپینی : مثل جنگ پونکرو ( جنگی که برای اولین بار نکرومانسر شکست خورد آن هم توسط الروند ) ، پاپینی : حاضری بجنگی ، الروند : دیگه دست ندارم ، چیم هم میبینی ، پاپینی : تو هنوز قهرمان مایی الروند ، الروند از جا برخاست و گفت : چارصد هزار نفرم بگو اضافه کنه ، ریوندل هم میجنگه ، شروع جنگی دیگر ، آیا این جنگ پایان خوشی خواهد داشت ،
یو بر همگان
از کدوم توی جهان جدید بیشتر خوشتون میاید
1 الروند
2 کلبورن
منتظر کامنتاتون هستم
سایوو
برو ادامه
کنچیوا
جهان جدید چهار فصله شد
کف مرتب
اینارو بزار کنار
از عنوان فهمیدید این فصل به چی میپردازه پس میرم سراغ شخصیتاش
کراس چیم-بودان-آرگون-برت بروت-زوت مبارز-گابلین سبز-گابلین آبی-تالیا وار مان-گرینفور-پاپینی-الروند-بانو گالادریل-آرون-تیومن-اووین-مریون-آلفرد اینچل-لیزای فاتح-برکولی اینچل-نکرومانسر-الیزابت-پادشاه اور ها-فردوی بازرگان-عمو جارا-زن عمو نارا-دوبری-ادوارد-چوبین-سیسوس
سایووووووو
برو ادامه
برید اودامه
برو ادامهههههه