بیوگرافی دوسو کینوتا

اولین حضور در انیمه : فصل 1 قسمت 21 ناروتو

قد : 156 سانتی متر

اندام : لاغر

وابسته به : اوتوگاکوره

تکنیک ها : امواج صوتی

ظاهر : دوسو تمام بدنش را باندپیچی کرده ولی چشم چپش باندپیچی ندارد ، او یک پانچوی بزرگ با آستین بلند ، و یک شال گردن ماری شکل که پشتش هم یک بارانی کاهی میپوشد و سربند اوتوگاکوره را میبندد

دوسو و تیمش دستور داده شده بودند که ساسکه را برای اوروچیمارو در امتحانات چونین بیاورند ولی دو عضو دیگر تیم کشته شدند و دوسو هم توسط گارا کشته شد

 

بیوگرافی شیسویی اوچیها

اولین حضور در انیمه : فصل 10 قسمت 1 ناروتو شیپودن

قد : 180 سانتی متر

اندام : ورزیده

ککی گنکای : شارینگان-مانگکیو شارینگان

وابسته به : کونوهاگاکوره

تکنیک ها : شارینگان : کپی کردن-مانگکیو شارینگان : سوکویومی-سوسانو-عنصر آتش-عنصر باد-عنصر برق-گنجوتسو-کنجوتسو

طرح مانگکیو شارینگان شیسویی

طرح سوسانوی شیسویی

خانواده : کاگامی اوچیها ( پدر بزرگ )

ظاهر : شیسویی موهای بهم ریخته و چشمهای سیاه دارد و پیراهنی کوتاه سیاه با یک بدنه چرمی دارد و رویش نماد چونین کونوها را میپوشد و به پشت بدنه چرمی یک شمشیر بسته شده

شیسویی از قویترین اوچیها هاست ، او در 7 سالگی صاحب مانگکیو شد و یکی از بهترین اوچیها هابود ، تنها کسی که میتواند در برابر گنجوتسوی شیسویی مقاومت کند آو است ، او و ایتاچی رابطه ای بالاتر از برادر دارند و در نوجوانی عضو ریشه شد و در شب قبل نابودی اوچیها دانزو چشم راستش را دزدید ، سپس در همان شب با ایتاچی صحبتی برقرار کرد و چشم چپش را هم در کلاغ ایتاچی نهاد و از دره خود را پایین انداخت

 

بیوگرافی گاماسمون

اولین حضور در انیمه : قسمت 187 بوروتو

قد : 1700 سانتی متر

اندام : چاق

وابسته به : کارا-کوه میوبوکو

تکنیک ها : عنصر بخار

احضار کننده اصلی : کاشین کوجی

ظاهر : گاماسمون وزغی قهوه ای است که بالای سرش آبی رنگ است و زگیل های زرد دارد و زرهی خاکستری و دو دودکش در کنار پهلو هایش دارد و از آن بخار می زند

گاماسمون وزغی است که مختص کاراست و احضار کننده اش کاشین کوجی هست ، او اولین بار همراه کوجی آو را کشتند و تیم هفت را اسیر کردند ، او با کونوهامارو جنگید و شکستش داد ، و دومین بار در جنگ کوجی با ایشیکی احضار شد

داستان جدید اوبیتو 5

این قسمت : حصار

ناروتو : اوبیتو پدر ساکورا مرده

من : آره مرده ساکت میخوام پرونده هارو حل کنم

ناروتو : فردا عروسیمه اونوقت همچین اتفاقی افتاده

من : ناروتو اوزوماکی تو کی هستی که بهم دستور بدی سر اون بدبختا جلوم پرت شد میفهمی

ناروتو : باشه هوکاگه ساما یادتون باشه این لحظه رو از تون عذر میخوام

من : تو حصار کثیفی هستی که باید نابود شی من مانگکیو دارم تو هکی هستی نه ناروتو

ببخشید کم شد

قسمت بعدی : مرگ

 

 

بیوگرافی گارا

اولین حضور در انیمه : فصل 1 قسمت 20 ناروتو

قد : 172 سانتی متر

اندام : ورزیده

ککی گنکای : عنصر مگنت ( شن و ماسه )

وابسته به : سوناگاکوره-نیروهای متحد شینوبی

تکنیک ها : عنصر باد-عنصر زمین-عنصر برق-عنصر مغناطیسی

جانور دم-دار : شوکاکو

خانواده : راسا ( پدر ) کارورا ( مادر ) کانکورو ( برادر ) تماری ( خواهر ) شیکادای نارا ( خواهر زاده ) یاشامارو ( دایی ) شینکی ( پسر خوانده )

پیشه : کازکاگه پنجم-فرمانده هنگ از نیروهای متحد شینوبی-فرمانده لشکر چهارم از نیروهای متحد شینوبی

ظاهر : گارا موهای مرتب قرمز و تتوی کانجی عشق را برسمت چپ سرش دارد و چشمانی سبز که دورش خطوط سیاه دارد ، یک کت و شلوار آجری با دو کمربند که به آن کدوی کوچکی بسته ، جالب این است که در نوجوانی و کودکی کدوی بزرگی داشته است

گارا پسر راسا و کازکاگه پنجم است ، گارا در کودکی جینچوریکی شوکاکو شد و اگر میخوابید شوکاکو بدنش را تسخیر کرده و بیرون می آمد بخاطر همین گارا نمی خوابید ، و پدرش هم چند دفعه ای دستور مرگ گارا را داده بود ، سپس راسا کشته شد و اوروچیمارو خود را جای راسا زد و دستور نابودی کونوها را داد ، در امتحانات چونین گارا هرکسی را از لبه تیغ میگذراند ، و در جنگ با ساسکه اوچیها شکست خورد ، سپس با ناروتو جنگید و به حرف های ناروتو معرفت و دوستی فکر کرد و انسان خوبی شد ، در نوجوانی گارا کازکاگه شد و توسط هیروکو و دیدارا دزدیده شد ، اما با کمک های ناروتو آزاد شد و گارا در اجلاس پنج کاگه حضور داشت و با ساسکه اوچیها جنگید و تیم تاکا منحل شد ، در جنگ چهارم شینوبی او فرمانده هنگ بود و با پدرش رو در رو شد و اورا بخشید ، سپس با مادارا اوچیها جنگید و شکست خورد سپس توسط اوروچیمارو درمان شد ، در بزرگسالی با پسری به نام شینکی آشنا شد و اورا بزرگ کرد سپس در امتحانات چونین با اوراشیکی جنگید ولی اوراشیکی فرار کرد ، سپس اوراشیکی برای نیروی شوکاکو دوباره آمد و توسط گارا و ساسکه مغلوب شد

کتسوریوگان

معنی : چشم اژدهای خون

قبیله : طایفه چینویکه

طبقه بندی : ککی گنکای-دوجوتسو

کاربران : چینو چینویکه-ان یاشیرو چینویکه

کتسوریوگان معمولی : این کتسوریوگان قابلیت گنجوتسو و عنصر خون را دارد

داستان جدید اوبیتو 4

این قسمت : رهبر اوچیهاست

وووووووووووو ( صدای باد )

من : هان فوگاکو سان قبول میکنید

فوگاکو درحالی که چایی میخورد گفت : نه

میناتو : چرا فوگاکو

فوگاکو : همون که تو ریشه فرستادمش بس بود

دیدم یکی داره به حرفامون گوش میده با کونای در رو نشونه گرفتم و گفتم : مار کثیف بیا بیرون 

از پشت در ساسکه اومد بیرون و گفت : به رینگانم قسم ( یه چیزی گفتم ) پدر ما به ایتاچی نیاز داریم

فوگاکو : ساسکه تو فردا به عنوان رهبر خاندان انتخاب میشی برو و با همسرت وسایل بخر و اینجا نباش

ساسکه : پدر همسر منم کشته شده نمیتونم بی پروا باشم

فوگاکو : پسره یه بی شعور چطور جرات کردی اینطوری بامن حرف بزنی

من : پسر عمو بنشین

کوهارا : وق وق وق حالم از اوچیها بهم میخوره حتی اینم لیاقت مقام هوکاگه رو نداره

هومورا : دهنت رو ببند چرا انقد حرافی میکنی

هیروزن : اوم ما میریم فوگاکو و یه جانشین دیگه انتخاب میکنم

میتانو : حق با ارباب سومه

سه ساعت بعد

من : تنها گزینه باقی مانده دن شیموراست

بیمارستان کونوها اتاق 342

من : دن کون میتونم وارد شم

دن : بفرمایید

من : من اوبیتو اوچیها پنجمین هوکاگه کونوها تو دن شیمورا رو به عنوان رهبر ریشه منصوب میکنم

قسمت بعدی : حصار

بیوگرافی لارا تایبور

اولین حضور در انیمه : فصل 4 قسمت 4 اتک آن تایتان

قد : 160 سانتی متر

اندام : لاغر

وابسته به : اشرافیان

تایتان : تایتان چکشی(پتک/چکش جنگ )

قدرت های تایتانی : سخت کردن بدن برای ساخت سلاح-کریستالی کردن بدن تایتان برای محافظت از بدن انسان-التیام جراحات-عمل از راه دور:لارا می تواند در تخمک کریستالی ای که با یک کابل گوشتی به تایتان وصل شده آنرا اداره کند

خانواده : ویلی تایبور ( برادر ) فین تایبور ( برادر زاده )

ظاهر : لارا موهای بسته شده و چشمهای سبز رنگ دارد ، او یک لباس اشرافی همراه با دامن سفید میپوشد

لارا تایبور وارث تایتان چکشی است ، او در 13 سالگی تایتان چکشی را به ارث برد و این موضوع محرمانه باقی ماند ، پس از اینکه خاطرات اجداد خود را فهمید این موضوع را با ویلی در میان نهاد ، در جنگ ارن یگر به مارلی لارا حضور داشت و با ارن جنگید و میخواست انتقام برادرش را بگیرد و ارن هم میخواست که تایتان چکشی را برای خود کند ، ارن فهمید که لارا در تخمک به سر میبرد ، با دندان هایش کابل گوشتی را قطع کرد و هرچه سعی کرد که با دندان هایش تخمک را خرد کند نتوانست ، سپس پورکو گالیارد که دندان های قوی ای دارد را آورد و تخمک را خرد کرد و لارا خورد ، و بعد هم میخواست پورکو را بخورد که سربازان پارادایس سر رسیدند و به ارن گفتند دیگر برویم ، ارن هم بی پروا کله پورکو را خرد کرد و آنرا کشت

داستان جدید اوبیتو 3

این قسمت : اژدها پیام خداوند!!!!!!

پیام آور خدا ، نجات دهنده تویی دریدن!

برای من ارمغانی بیاور تو خدای منی ! 

دریدن ساما صدای این بنده حقیر را بشنو

ناگهان تمام دهکده آبشار و مردمش نابود شدند

من : هکی آیا تو انسانی به من اینو بگو شیطان آشغال

ناگهان هکی بالای یک اژدها که هم اندازه یک بیجو بود پایین آمد

من : کامویی

دن : تکون نخور خیانت کار بالفطنه

هکی : دن اونی چان تو اینجا چی کار میکنی

که ناگهان سر دانزو و کیزاشی به سمتم پرت شد

من : عوضیییییی تو جینچوریکی نه دم رو نمیشناسی ، تکنیک احضار : کوراما روباه نه دم

ناگهان هکی و اژدهاش ناپدید شدند

فردا صبح

ساکورا پیشم اومد و گفت حال پدرم چطوره 

من : تسلیت میگم ساکورا چان و بعدش سر کیزاشی رو بهش نشون دادم

ساکورا مثل یخ وا رفت : پپپپدررر

من پیش کوهارا و هومورا رفتم : برای جانشینی دانزو یکی رو انتخاب کنید 

هومورا : اووووم ایتاچی اوچیها چطوره

من : عالیه

کوهارا : باید با فوگاکو اوچیها صحبت کنیم ببینیم اصن اجازه میده

من : درسته پسر عموم یه زره یخه

و ما پیش فوگاکو ساما رفتیم

قسمت بعد : رهبر اوچیهاست

 

داستان جدید اوبیتو 2

خوب برو پچ بریم سراغ داستان

این قسمت : آنبوی ناشناخته

کوهارا و هومورا صدام کردن منم دویدم و به اتاقشون رفتم

کوهارا : ای اوچیها میناتو تورو هوکاگه کرده زودتر دانزو رو آزادکن و گرنه بد می بینی

هومورا : ساکت باش کوهارا!!!

ناگهان کاگامی و میناتو و هیروزن سر رسیدند و پشتشون یه پسر وایساده بود

کاگامی : پسرم اوبیتو این دن پسر برادر دانزو هست

دن : هوکاگه ساما من بهترین دوست هکی هستم که یک نقشه دارم

سه ساعت بعد

من : تمام آنبوهای زیرنظرم رو خبر کنید

همه آنبوها اومدن

من : هکی ریو جلو بیا

هکی اومد و گفت : بله گودایمه ساما

من در گوشش گفتم : با اون دانزوی آشغال !! چیکار کردی عوضی !!!!!!

همینطور که هکی ترسیده بود و عرق می ریخت گفت : فردا صبح بالای دهکده آبشار

روز بعد ، دهکده آبشار

اوبیتو اوچیها به من برادرم رو بده منم دانزو و کیزاشی رو آزاد میکنم و تو هرکار خواستی بامن انجام بده !!!

من او دوتا پسر و جلوی هکی بردم

هکی : هههههههه آفرین گودایمه ساما

یهو زیرف و کاواکی به هکی حمله کردن

هکی : ایییییی اوبیتوی عوضیییییی ، تکنیک احضار : پنج اژدهای بزرگ

زیرف و کاواکی به گنما و رایدو تبدیل شدن ( یعنی برعکس )

هکی : باشه باشه گودایمه من مهره اصلی رو رونکردم!!!!

قسمت بعدی : اژدها پیام خداوند!!!!!