این قسمت : اژدها پیام خداوند!!!!!!

پیام آور خدا ، نجات دهنده تویی دریدن!

برای من ارمغانی بیاور تو خدای منی ! 

دریدن ساما صدای این بنده حقیر را بشنو

ناگهان تمام دهکده آبشار و مردمش نابود شدند

من : هکی آیا تو انسانی به من اینو بگو شیطان آشغال

ناگهان هکی بالای یک اژدها که هم اندازه یک بیجو بود پایین آمد

من : کامویی

دن : تکون نخور خیانت کار بالفطنه

هکی : دن اونی چان تو اینجا چی کار میکنی

که ناگهان سر دانزو و کیزاشی به سمتم پرت شد

من : عوضیییییی تو جینچوریکی نه دم رو نمیشناسی ، تکنیک احضار : کوراما روباه نه دم

ناگهان هکی و اژدهاش ناپدید شدند

فردا صبح

ساکورا پیشم اومد و گفت حال پدرم چطوره 

من : تسلیت میگم ساکورا چان و بعدش سر کیزاشی رو بهش نشون دادم

ساکورا مثل یخ وا رفت : پپپپدررر

من پیش کوهارا و هومورا رفتم : برای جانشینی دانزو یکی رو انتخاب کنید 

هومورا : اووووم ایتاچی اوچیها چطوره

من : عالیه

کوهارا : باید با فوگاکو اوچیها صحبت کنیم ببینیم اصن اجازه میده

من : درسته پسر عموم یه زره یخه

و ما پیش فوگاکو ساما رفتیم

قسمت بعد : رهبر اوچیهاست