جهان جدید فصل 1 قسمت 10
سرزمین ایزگارد 132 سال پس از میلاد
بودان : پس نقشت اینه که به آلفرد کمک کنی تا سرزمینشو پس بگیره ، کراس : شاید طبق دین اشتباه باشه اما من به این چیزا باور ندارم و کار خودمو میکنم ، بودان : پس میگی که کمونیستی آره ، کراس : نه اما یه بار قانون شکستن اشکالی نداره ، بودان : پس برای اینکه درویید ها و انت ها مارو نبینن باید از کوهستان شرم گذر کنیم ، پاپینی : استاد ببخشید چرا بهش میگن کوهستان شرم ؟؟؟ ، بودان : چون نوعی پرنده کمیاب به اسم مرغ طوفان اونجا زندگی میکنه که هر انسان یا موجود دیگه ای رو ببینه با رعد و برق نابودش میکنه ، بخاطر همین اسمشو گذاشتن کوهستان شرم چون هرکی بره اونجا شرم آور ترین کار عمرشو کرده ، پاپینی : یا عیسی مسیح ، کراس : وقتو تلف نکنید بریم ، کراس و بودان و پاپینی به نوک قله کوه رسیدند که ناگهان با دره ای عمیق به عمق 300 متر بر خوردند ، پاپینی : حالا اینو چیکار کنیم ، استاد نمیتونی یه پل احضار کنی یا یه پرنده که ازش رد شیم ، بودان : نه ، واقعا نمیدونم چیکار کنیم ، اگه هم مرغ طوفان رد بشه دیگه فاتحمون خوندس ، کراس : یه راهی هست ، بودان و پاپینی : چی راهی ، کراس : اینکه از مرغ طوفان بخوایم که مارو برسونه ، بودان : چی میگی بچه عقلتو از دست دادی اگه نزدیکش بشی تبدیل به کباب کوبیدت میکنه ، کراس : به امتحانش می ارزه ، بودان : اگه تو تونستی پیروز شی من اسممو عوض میکنم ، پاپینی چادر رو پهن کن چایی هم درست کن ، ما اینجا میمونیم ، پاپینی : چشم ، کراس : باشه ، کراس به لانه مرغ طوفان شتافت ، مرغ طوفان درون لانه نبود ، او در لانه یک تخم داشت ، کراس : آخه یه تخم کوچولو موچولو داره ، ناگهان صدای زوزه اور اومد ، اور : هیچ کوفتی هم نیست که بخورم ، اور تخم را دید و شتافت ، کراس : اوضا خیطه باید از این بچه بی سر پناه محافظت کنم ، اور : گمشو انسان پست ، بزار اونو بخورم وگرنه تورو میخورم ، کراس : هاهاهاهاها ، مگه شنگول منگوله که منو بخوری مامان بزی نجاتم میده ، وای مردم از خنده ، اور اسگل تو منو نمیشناسی ، اور : میخوای هر خری که هستی باش ، ناگهان اور از پشت کمرش یک تبر بزرگ در آورد ، کراس : اوضا دیگه خیلی خیلی خیطه ، باید در برم ، اور : وایسا ده وایسا ، کراس : وای از نفس افتادم ، حالا چیکار کنم الان میاد پدرمو در میاره ، باید دست به کار شم ، موقع جنگه ، اور : آقا کوچولو کجایی اون تخمو بده و رفع زحمت کن منم کارت ندارم ، کراس : های اور من اینجام بیا باهام بجنگ ، اور : عه پس شیر شدی باشه الان پوستتو میکنم باهاش پادری درست میکنم ، کراس : کور خوندی ، کراس به سختی با اور جنگید او با پاره کردن کمربند اور خلع سلاحش کرد و اورا به ته دره فرستاد ، کراس : آخیش ، ناگهان از تخم صدای تق تقی آمد و تخم باز شد ، و یک پرنده آبی رنگ زیبا بیرون زد ، کراس : عه آخه تو چه نانازی ، سپس مرغ طوفان وارد شد ، و میخواست کراس را بکشد که پرنده جوان با ایم و اشاره به مادرش گفت که کراس اورا نجات داده ، مرغ طوفان : ممنونم بچه جون برای نجات بچم چجوری ازت تشکر کنم ، کراس : آهههههه حرف زد ، اوم لطفا میشه من و دوستامو به اونور دره برسونید ، ناگهان مردی از پشت مرغ طوفان پیاده شد و گفت : این صدا برام آشناس ، این صدای کراسه ، کراس : این تویی کیشوارد خیلی پیر شدی ، کیشوارد : کراس خوشحالم از دیدنت ، تو چجوری از اینجا سر در آوردی ، کراس : داستانش طولانیه ، راستی تو چجوری از این جا سر در آوردی ، کیشوارد : اونم داستانش طولانیه ، کراس : یه دقیقه صبر کن ، آهای پاپینی و بودان من برنده شدم ، بودان : چچچچچچی ، کراس : آره سوار شید بریم راستی ، اسمتو چی میزاری ، بودان : ساکت اون یه حرف بود ، پاپینی : استاد ضایع شدید ، بودان : بچه ساکت باش ، کیشوارد : کراس و جناب بودان و جناب پاپینی همراه من امشب به کلبم بیاید ، بودان و پاپینی و کراس : حتما ، کراس با پیدایش دوست قدیمی اش داستان های زیادی را میگذراند و به هدفش نزدیک میشود
من گوجو مدیر این وبلاگم و در مورد هر انیمه ای که میبینم براتون پست میزارم