سرزمین گاندور 132 سال پس از میلاد

دنه فور : ای مسیح کمکی برما کن تا از این امتحان پیروز باز گردیم ، ملازم : قربان پسرانتون جناب مرلین و جناب مریون تشریف فرما شدند ، مرلین پسری در ناز و نعمت بود اما مریون توسط اورها بزرگ شده بود ، مرلین : ندله ( ارباب بزرگ ) من جانم فدای شما ، مریون : بفرمایید پدر امر چیه ، دنه فور : آزگ قراره به اینجا حمله کنه باید جلوش رو بگیریم ، مرلین : چچچچچی آزگگگگگ پدر لطفا منو از امر وادارید ، مریون : پدر من رشیدانه میجنگم ، دنه فور : هر غلطی که بخواید بکنید اما سریع جمعش کنید من باید یه سری به بانو بزنم ، سرزمین های روشنایی توسط بانو اداره میشه به قول خود احمقشون اون مادر مسیحه و درون برجی بزرگ با صد طبقه به سر میبره و کسی ندیددش 

رتبه کوارتز ( مغز سرزمین روشنایی ) 132 سال پس از میلاد

دنه فور : شوالیه بزرگ در رو باز کن میخوام برم توی برج کوارتز ، شوالیه : گمشو چاق زشت پیر ، دنه فور : هوی هوی هوی من پادشاه گاندور پسر مسیحم !!! شوالیه : اولن میخوای هر کسی باش و دومن آخه کی گفته که تو پسر مسیحی ، هاهاهاها بمیر ، پادشاه گاندور کشته شد و کسی نفهمید او توسط شوالیه های برج کوارتز کشته شده

سرزمین گاندور 132 سال پس از میلاد

مرلین : آه پدر عزیزم چگونه بدون تو سر کنم چگونه من بدون تو آزگ رو شکست دهم ، من پادشاهی میکنم و انتقامت رو میگیرم ، مریون ( تو دلش ) : فقط لاف میزنی پسره تقس ، لشکر آلفرد با 100 هزار مرد جنگی به گاندور حمله میکرد ، کراس : بالاخره به گاندور رسیدیم ، مریون : آه دوست عزیزم کراس خوش اومدی به گاندور شیطانی ، کراس : هاهاهاها ، گاندور شیطانی رو خوب گفتی ، شنیدم دنه فور مرده تو شاه شدی ، مریون : نه مرلین الان شاهه ، تازه آزگ داره به اینجا حمله میکنه ، کراس : آززززززگ ، اون اورک کثیف کل جنگل ایزگارد رو صاحب شده ، حالا میخواد گاندور رو نابود کنه ، اون خیلی قویه با لشکرش ، من و الف هارو درهم شکست ، مریون : اون از مرلین و این از آزگ  ، ههههههی خدا چقد من بد شانسم ، آزگ آنطور که توسط گاندوری ها عمل نکرد و آلفرد را با 100 هزار مرد جنگی به گاندور فرستاد

"آغاز هیجان"